Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
ديروز فلفلی و جوجويی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

ديروز بعدازظهر عاليی با جوجوخان داشتيم

گفتم بايد بريم باهم بيرون من دلم تنگ شده اونم بر روي دو چشمانش پذيرفت و با هم رفتيم تا نزديكي خونه ما و منو برد كوهسار ( براي بچه هاي غير ساكن تهران : كوهسار يه جايي تو شمال غرب تهران كه مثل يه جاده اي درست كردن كه پيچ پيچ كوه رو ميره بالا و ميتونيد از اون بالا تو توقف گاهايي كه داره از منظره كل تهران كه حالا زيره پاتونه استفاده كنيد و البته قشنگيش اينه كه كوه نوردي با ماشينه و ميتونيد راحت تو ماشين بشينيدو كيف كنيد) و خلاصه غروب عاشقانه اي داشتيم هوا ام كه حسابي دو نفره بود  ولي اونجا نمي باريد جوجوخانم كه يه كم مريض احوال بودش هي گرمش ميشد هي عرق ميكرد هي سردش ميشد عرق سرد ميكرد فلفل براش بميره البته امروز جناب آقا تشريف فرما نشده اند به شركت و الان لالا هستند و قراره بمونه خونه و ماشين بازيشو کنه الهي فلفل قربونش بشه الهي فلفل دورش بگرده الهي فلفل پيش مرگش بشه الهي فلفل زنش بشه

و اما من از اين ساقهاي دست ميندازم دستم و هر وقت سوار ماشين جوجوخان ميشدم درش مياوردم ولي ديروز به دليل پاره اي از مسائل اين كارو نكردم كه فهميدم جوجوخان اذيت ميشه و دوست نداره وقتي تنهاييم دستم باشه ولي من پررو تر از اين حرفام و درش نيوردم البته جوجوخان هم هيچ وقت منو مجبور نمي كنه كه يه كاري رو كه دوست ندارم انجام بدم

بعد به علت ذيقه وقت سره راه يه دوتا راني خورديم و يه دونه چيپس و من رفتم خونه و جوجوخان هم بعد از 1:20 دقيقه تو ترافيك موندن ساعت 6:23 رسيد خونه

و اما من رسيدم خونه چون قراره از امروز ديگه رژيمه سختمو شروع كنم كه اين روند لاغريم سريع تر بشه  يه سالاد توپ درست كردم كه به هنر خودم و نوع آوري كه دارم يه سس توپه كاملا رژيمي كه نه تنها چاغ نمي كنه بلكه لاغرم ميكنه درست كردمو ريختم روش و براي ناهار آوردم حالا بايد يه دونه ترازو هم بگيرم تا روند رو ببينم و تشويق به بيشتر كردنش بشم آخه ميخوام براي عقدم يكمي لاغر بشم

و بعدم که به مامانم در سرخ کردن ماهی کمک کردم برای فرداناهار خودشون و بعدم هم يه عالمه ظرفی که کثيف کرده بودم و کرده بودند رو شستم و بعد هم غش کردم

ميدونيد سسم چطوري بود ؟

دو قاشق ماست + سركه سيب + آبليمو + نمك + يه مقدار رب خيلي كم جهت تغيير رنگ سسم + فلفل

دقيقا مزه سس مايونزو ميده ولي لاغر كننده

فعلا داره ديرم ميشه بايد برم كلاس

پينوشت ۱: از بعضی حرفا خسته شدم مثل اينکه اين هيچی نداره ميری سختی ميکشی خدايا خسته شدم

 

| یکشنبه ٤ آذر ۱۳۸٦ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |