Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
چند روز داغونیه اعصاب - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

این در روز پره درگیری بود

قضیه شنبه که گفتم از این قرار بود که این هم اتاقیم که معرفه حضورتونه تمام این کارا رو باعث شده چرا ؟ چون نبودنهای خودش به چشم نیاد

چرا ؟ چون ترسید این هفته منم مثل خودش که رئیسش نیست این هفته که رئیس ندارم هر روز برم بیرون !!

واقعا ببین افراد چقدر کثیفن

منم به رئیسش گفتم ( آخه مدیرامون با هم فرق میکنه ) گفتم من موقعی که شما و این خانم نیستید ( چون همیشه رئیسه که نیست اینم بند جیم رو استفاده میکنه و به من میگه من دارم میرم هوای دفترمونو داشته باش دقیقا همون کاری که من کردم و اون هوای دفترمونو نداشت )‌ من دفتر رو ترک نمی کنم چون میفهمم که نباید اتاق خالی باشه اون وقت من رفتم به ایشون سپردم نمی تونست یه کم صبر کنه من بیام بعد بره برای دخترش پازل بگیره ؟!

و چون مدیرشم اون روز طرف این هماتاقیمو گرفته بود - خب میترسه بدبخت میترسه برادره این زنه اونو از مدیری برداره - میگفت ما در برابر کاره دفترهای دیگه وظیفه ای نداریم - در صورتی که هر وقت این زنه نیست این مدیره خیلی راحت کاراشو با پرویی از من میخواد - فقط به خاطر کمبود جا با هم تو یه اتاقیم !!!!!

منم گفتم باشه از این به بعد دارم براتون خیلی رک گفتم من روی دوستی کار براتون انجام میدادم که جزو وظایفم نیست از این به بعد دیگه خبری نیست چون یه طرفه بوده و من جونمو از سره راه نیووردم

دیگه انقده این درو روز اعصابم خراب بود که نگو و نپرس

 

| سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸٩ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |