Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دیروز فلفلی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیروز یه عالمه چوب لباسی گرفتم رفتم خونه تا کمد ها رو مرتب کنم

میدونید من همیشه یه عادتی که دارم و خیلی هم بده اگه همه جا مرتب باشه یه گوشه تویه پستو که اصلا معلوم نیست مثلا یه طبقه اش نامرتب باشه ها همش دائم همه جا بهش فکر میکنم و عذابم میده !!!

دیروز از اداره که رفتم خونه ,‌ یه ربع استراحت کردم

بعد همسری خیلی خسته بود گفت من بخوابم ناراحت نمی شی منم گفتم نه گلم با تو کاری ندارم بخواب خودمم پنجره ها رو باز کردم تا خونه هوا بگیره و رفتم آشپزخونه اونجا رو مرتب کردم ظرفشویی زدم

لباسشوئی رو روشن کردم و لباس رنگی ها رو ریختم

اومد تو اتاق خواب و شروع کردم از ساعت ۶ تا ٧ و نیم تو اتاق بودم و داشتم مرتب میکردم ولی خیلی خوب بود ,‌یکی از دغدغه هام همیشه کیفام بود تو کمد که نامرتب به نظر میرسید که یهدونه از این بخچه فرنگی ها برداشتم همه رو ریختم توشو زیپشو کشیدم گذاشتم خیلی مرتب روی چمدونها .

خیلی کمدمون خوب شد خیلی راضیم

بعدم پریدم تو حموم و تا اومدم بیرون و گل شده بودم همسری و بیدار کرد 

رفتیم خونه مامان اینا

***

الانم همسری رفته خونه چون اتاقشون رو داشتن تغییر دکوراسیون میدادن اینا رو تعطیل کردن

منم گفتم کتلت درست کنه برای فردا

اگه برنامه جور شد میگم فردا شب چه خبره !!

***

راستی من یه عالمه عکس دارم الان ولی سایتی که بتونم آپلودکنم ندارم کمکککککک

| دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |