Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
عروسی می رویم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیشب عروسی بودیم

عروسی دوست همسری

تجربه بامزه ای بود

اولش کلی غر زدم و دلم شور زد که تو خانمها تنهاام عروسم از اون آدما نیست که تحویلم بگیره

ولی خب رفتم یه بلوز جینگیلی خوشگل گرفتم

برای تو زنونه با شلوار بپوشم که اسپرت بشم

راستی پنجشنبه هم موهام رو رفتم دوباره مش کردم اینگده اُچل شدم حد نداره

برای آخر شبم که زن و مردش قاطی بودن کت شلوار تنم کردم با کیف و کفش عروسیم

اولش تو زنونه خیلی سختم بود خیلی هیچ کس محلم نمی زاشت فقط موقعی که داماد بود یکمی تحویلم گرفت

تاج عروس خیلی خوشگل بود گل بود با نگین های خوشگل

من اولین زنی بودم که از سالن اومدم بیرون رفتم پیشه همسری و دوستاش کلی خندیدم

و بعد رفتیم پارکینگی که برای آخر شب دیده بودن

ارکستر شون معرکه بود عروس داماد داشتن میرقصیدن تنها همه انگاری یخ زده بودن که منو همسری هم رفتیم باهاشون رقصیدیم کلی حال داد

یه نیم ساعتی اونجا بودیم که دیگه جماعت یخشون باز شده بود اولش فقط منو همسری جیغ و سوت میزدیم ولی بعدش پارکینگ ترکیده بود که دیدم نمی تونم نفس بکشم ولی خوش گذشت

راستی الان که من شرکتم خونم ترکیدههههههههههههههههه در حد وحشت ناک !!

ما دیروز میخواستیم آماده شیم همه جا رو دقیقا همه جا رو بهم زدیم

من فقط دیشب موقع خواب یکمی تو پذیرایی رو مرتب کردم دیگه اتاق خواب که نگو همه جاش بهم ریختس

امروز رفتیم باید مرتبش کنم

| شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |