Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دیروز - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب از دیروز بگم که روزه داقونی بود !

صبح مادر جاریم ( همون عروسی که قرار بود برای مادر شوهرم آش پشت پا بپزه ؟! انگاری همه یادشون رفته مادر همسری رفته بود مکه این برای دیدنشون یه پارچ و لیوان آروده بود !!) سکته مغزی کردو بردنش بیمارستان!

بعد ازظهرش خواهر شوهرم قلبش دچار تپش شده و بردنش بیمارستان !

چی بگم والا همه داخون شدن!

منم یه سره زنگ میزدم با اون یکی حاله اونو میپرسیدم یدفعه خبر اومد این حالش بد شده اینو پرسیدیم و خلاصه روزی بود

پره انرژی های بد

دیشب با همسری رفتیم اون پارکه هست کناره شهرک غرب تو درست تازه درست کردن !! خب حالا متوجه شدید من کجا رو گفتم ؟!

همون جا یه ساعت پیاده روی کردیم در یه هوای توپ

و حسابی حالمان خوش شد خفن ناک

تازه تاب بازی هم کردیم  

| یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |