Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
فلفل قبل عیدی ! - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام

دیشب تا ساعت ١٠ منو همسری یه سره سره پا بودیم

همسری وسط روز رفت گوشت و مرغ گرفته بود (‌آخه امسال کلی باید مهمونی بدیم سه سری دوستای همسری , یه سری خانواده مادرشوهری و خواهر و برادرش و شاید اون وسطا بازم اضافه بشن

خلاصه نکه یکمی جامون بزرگتر شده خوب بدهی باید بدیم البته دوستامون که همینطوری دعوت میشن و بدهی بهشون نداریم )

خلاصه که یه خروار گوشت و مرغ گرفته بود

یه سرم فروشگاه زدیم و سره راه خرت و پرت خریدیم و رفتیم خونه

از زمانی که رسیدیم همسری مرغارو پاک کرد

من خریدای فروشگاه رو جابجا کردم

وبعد من مرغارو شستم و همسری هم گوشتارو خورد کرد

و حساب بکنید توی آشپزخانه چه خبر بود چندتا آبکش و لگن کثیف بود

یه سفره هم همسری پهن کرده بود وسط آشپزخونه که توش کار کنه

بعد که کاره همسری تموم شد من اول مرغارو بسته بندی کردم و جاسازی کردم تو فریزر و بعد گوشتارو شستم و برای ناهار کرفس درست کردم و بعد هم گوشتارو جابجا کردم

همسری هم کباب راه انداخت یه مقدار از گوشتها رو و یه مقدار هم باله مرغ که شده بود مثل تیشین نمک آبرود

امروز میخوام برم کمک مامانم یه سری کارارو براش انجام بدم

بعد بیام خونه خودمون لباسها رو بریزم تو لباسشویی که تا چهارشنبه سوری تمیز باشن

یه کم خورده کاری هم دارم که فردا با همسری انجام میدیم ایشالله

 

| یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |