Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
افطار - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سسسسسسسسسسسسلام

واي نمي دونيد وقتي صبح اومدم كامنتاتونو ديدم چه قده ذوقيددددددددددم

همش فكر ميكردم دارم آدرسمو عوض ميكنم بچه ها چطوري بيان پيشم  

انقده غصه ميخوردمCrying 1 آخه تو اون وب قبليمم نمي تونستم آدرسو بزارم

                                         مرسي كه اومدين

نماز روزها قبول ، منو فلفلو دعا ميكنيد ؟ ممنونم

واي كه اين ماه رمضان همش يه طرف اين افطارياش يه طرف

جمعه تازه روز دوم ماه رمضان مامان خانم 30 نفر مهمون داشت اونم براي افطار واي خدا چقده اين افطاري كاسه بشقاب داره ، بيچاره فلفل تكو تنها يه عالمه ظرف شست هيشكي بهش كمك نكرد

ملاحظه بفرماييد :

 30تا  بشقاب زيرو رو ( به عبارتي 60تا )

 30 تا پياله شعله زرد

15 تا پياله ماست

15تا پيشدستي پنيرو خرما و گردو

10تا  پيشدستي حلوا

10 تا خورشت خوري

30 تا ليوان

4 تا مرغ خوري

5 تا ديس برنج

4 تا ديس سالاد

25 تا پيشدستي براي سالاد

3تا بشقاب ژله

3تا كاسه آب مرغ

3تا كاسه سوپ

12 تا سبد سبزي

مقاديري كفكيرو ملاقه و از اين قبيل مسائل و قاشق و چنگال وكارد ...

تازه كلي هم قابلمه و مايتابه اينا تو آشپزخانه بود

به بابام گفتم سر مامانيرو گول بمال كه دستش درد ميكنه ببرش تو پذيرايي ، تا اون رفت من شروع كردم تندوتند شستن . فكركنم 50 دقيقه اي شستمش 7:40 شروع كردم ديگه 8:40 ميوه ام براي مهمونا گرفتمو رفتم سراغ تلفنو جوجوخان ...

نامردا هيشكي نگفت يه بشقاب برات بشورم

آخه ميدونيد تو فاميلاي مادريه من شده يه رسم مهمونا تو شستن ظرف كمك ميكنن ( آخه اينام همچين فاميله دور نبودن دايي مامان بود با بچه ها داماد وعروساو...) بيچاره فلفل هر سري ميره خونه اونا كلي كار ميكنه . چيكار ميشه كرد آخه فلفلم ديگه . از اون دخترايي ام كه هر جا برم بدون احساس غريبي كلي حرف بزنمو شلوغ كنمو اينورو اونو هر كاري ازم بر بياد انجام بدم ولي زهي خيال باطل كه كسي به فلفل كمك كنه بي خواهريو هزار در

ولي خوشحالم كه به مامانم كمك كردم

آخه طفلي كلي از صبح شسته بودو پخته بود ووووووو

به مامان الان چند وقته ميگم يه ظرف شويي بگير و اما هر بار يه چيزه ديگه واجب ميشه و اين مامانيه گله ما يه چيز ديگه ميگيره . استدلالش اينكه مگه ما چند بار در سال مهمونه جمعيتي داريم ؟؟ راستم ميگه ما از اين مهمونيا خيلي كم داريم آخه همه دورو وريامون خانواده هاي 2 -4 نفره اند .

خلاصه اينم از اين

پيوست 1:  يه چيزه ديگه جوجو خان 4 روزه به وبلاگمون سر نزده 4تا پست منو نخونه

واي خدا ميدونه چقده دلم گرفته از دستش

پيوست 2 : راستي براي آلوچه جونمم تو پست فردا آدرسشو براش ميزارم كه چطوري اسمايلي ها رو برداري گلم

 

| یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦ | ٩:٤٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |