Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
ریشه خوابهای فلفلی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

بازم از اون خوابها دیدم

دیگه میدونم تقصیر شوهر خانِ

من اصلا آدم بد دلی نبودم و نیستم اینو این شوهر خانم خوب میدونه ولی دیگه داره انقدر اذیت میکنه که احساس میکنم داره بهم توهین میشه

همسر من با چند تا خانم (دختر )‌یه جا کار میکنه که اصلا برای من مهم نبوده و نیست خب مگه چیه همکارن

اما رفتارهای همسری دیگه داره کلافم میکنه

البته بگما این دخترا یکیشون اصلا از نظر اخلاقی شخصیته خوبی نداره نکه فکر کنید بد حجابو ایناستا نه اخلاقن مشکل داره اصلا

اون وقت شوهر من هی همشونو با اسم کوچیک صدا میکنه مثلا مریم , ملیکا !!!

بدون هیچ پسوندی حساب کن تو یه شرکت دولتی !!

اولها اصلا برام مهم نبود ولی این قضیه انقدر روحم رو داقون کرده که دیگه تمام شب کابوس میدیدم و تا خوده صبح داشتم تو خواب گریه میکردم و نفرینش میکردم

در طول روز جواب تلفنهامو نمیده

دیروز گفت من بیرونم دارم میام شرکت تو ام کامپیوتره منم خاموش کن کارتمم بزن بعد بیا بیرون

پشت کامپیوترش که رفتم دیدم کد داده بهش و دیگه نمی تونم خاموشش کنم بهش زنگ زدم جواب نداد

اومد م کارت زنی سرد بود بهش زنگ زدم که کجایی باز جواب نداد

اون وقت یه دفعه یه چیزی دیدم که اصلا باورم نمی شد خواهرش داشت با دوستش میمود و همسری همراه اونا بود ولی به جایی که پیشه خواهرش باشه کنار اون خانم با فاصله خیلی کم داشت راه میرفت و هی میخندیدند

البته من سریع بهش تذکر دادم

ولی الان احساسم اینه که توی این سه سالی که باهم بودیم زیادی دیگه بهش در این زمینه رو دادم

وقتی میرم پیشش تو اتاقش هیچ توجهی بهم نمی کنه شده ١٠ دقیقه نشستم اون پشت بهم بوده و داشته با کامپیوترش یه گیم بازی میکرده !!

در حالی که تا همکارش یه حرف (‌نه کاری )‌ میگه برمیگرده و چون دختره میزشم چسبونده به این همچین نگاش میکنه که تمام وجود زنانه ام رنج میکشه ولی هیچوقت به روش نیاوردم

آخه این دختره گفتم اصلا دختره خوبی نیست دائم در حال ادا و اصول برای پسراس

الان که دارم مینویسم اشکام همینطور داره میاد ولی چه سودی داره

داشتم میترکیدم که اینجا نوشتم دیگه صبرم بعد کلی صبر در این باره از کارش سر اومده دیگه خسته شدم مگه یه نفر چقدر میتونه تحمل کنه

مطمئنم اگه کسه دیگه ای جای من بود همون اول حالشو میگرفت ولی اون از صبر من سو استفاده کرده

روحم خسته است خیلی خسته از دستش خیلی دلخورم خیلی

بازم میگم من اصلا بد دل نیستم و هیچوقت بهش هیچی رو سخت نگرفتم ولی اون اصلا رعایت منو نمی کنه اصلا خودشو جای من نمی زاره

اگه من این کارا رو بکنم و هی همکارامو با صمیمیت به اسم کوچیک صدا کنم اون چی کار میکنه اگه دائم بهش بی محلی کنم و با همکارام باشم یا شونه به شونه یه مرد با خنده تو خیابون بیام سمتش چی کار میکنه ؟

| یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ | ٧:۱٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |