Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
روزمرّگی فلفلی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

زانو هام یه درد خواستی توی استخوناشه می دونم برای اینه که کم بنیه شدم ولی نمی دونم باید چی کارکنم

قرصهای این دوره ام که بدتر چاق میکنه نمی دونم چرا ؟

ولی خب چاره چیه باید استفاده بشه

دلم یه خواب توپ میخواد

دیروز که رسیدم خونه خیلی خسته بودم

همسری گفت من شام درست میکنم

گفتم خورشت بادمجون با مرغ درست کن

خلاصه مرغ گذاشت بپزه و بعدم برنج آبکش کرد تا مرغ بپزه منم دیگه خستگیم در رفته بود

بلند شدم بقیه کارای خورشتمو انجام دادم و بسی خوشمان آمد

راستی یه جا هست نزدیکه خونمون که ماست کوزه ای داره ! انقده خوشمزه است حد نداره

با اون ماست کوزه ایه خوردیم

شب من ساعت ١١:۴۵ با زور خوابیدم آخه همسری هی حرفش میومد

بعد بلند شدم دیدم یکی انگاری روی تخت بپر بپر میکنه بلند شدم دیدم این پسره ساعت ١:٣٠ هنوز بیداره

هیم میگفت نمی دونم چرا از خوشحالی خوابم نمی بره ( حالا خوشحالی چی نمی دونم )

یه دفعه بغلش کردم نازو نوازشش کردم و قربون صدقش رفتم مثل یه beby خوابید ! همون دقیقه خوابش برد

الان چند وقته صبحها هم با قربون صدقه باید بیدارش کنم

دعا کنید اون خونه که توشیم و فروختیم به برادر همسری رهن بره وگرنه 10 میلیون کم میاریم نه اون داره بده نه ما خودمون داریم

دعا کنید

| دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |