دیروز دختر رئیسم حالش خیلی بد بودو داشت میمرد!

کبد و کلیه اش از کار افتاده بود و قلبش فقط ١٠% کار میکرد

خلاصه که بچه های اداره که متوجه شدن دیگه همه دعا کردیم ( بگذریم که از پدره دله خوشی نداریم ) من که دیگه اصلا اشکام دسته خودم نبود آخه طفلک همش ٩ سالش بود

ساعتای ٩ اینا که همه دکترا قطع امید کرده بودن ولی یه دفعه ساعت ١١ گفتن اصلا انگار معجزه شده کبد و کله اش به کار افتاد و امروزم قلبش نرمال شده و الان دیگه تو بخشه

خدا رو شکر

ولی بعضی وقتا بعضی اتفاق ها یه تکونه

کاش این رئیس ما هم متوجه میشد و یکمی تو کاراش تجدید نظر میکرد

***

خلاصه که هنوز خونه به همون شکله

از فردا شستنی ها رو میخوام شروع کنم انشالله

از رومیزی و روی وسایل آشپزخونه شروع میکنم

***

راستی برای جابجایی کاری اینم شانس منه رئیسه فعلا سرش گرمه بچه اش شده نمی دونم چی کار کنم !!چون از اون جایی که میخوام برم جواب مثبت شده مونده موافقت این که دیگه اینم با خداست