Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
یه پست ویژه ی سالگرد ازدواج.................... - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیروز اولین سالگرد ازدواج من و پسره بود

نمی دونم برعکس پارسال که باید استرس میداشتم امسال استرس داشتم اونم خخخخخخخخخخخیلی !!!!!!!!!!!!!

برای ساعت ١ قرار آرایشگاه داشتم تا برای جشن دو نفره آماده بشم

اما فکر کردید من ١ آرایشگاه بودم

نننننننننننننننننه

هی حالم بد میشد حالت تهوع داشتم !!

نمی دونم چرا

ساعت ٢ بود که رفتم آرایشگاه

و خیلییییییییییییی خوشگل شدم موهامو لوله ای کردم ریختم دورم و تاجمم گذاشتم و لباس پاتختیمو پوشیدم ( خب به دلیل وضعیت ویژه ای که داریم باید خرجمونو به حداقل برسونیم ) همسری هی دورم میچرخید میگفت شبیه ملکه ها شدیخجالت

بعد رفتیم آتلیه کلی عکس انداختیم ولی فقط 4-5 میخوایم انتخاب کنیم چون به حد کافی با همین تعداد روی دستش خرج خواهم گذاشت

بعد اونجام هی دختره به همسری میگفت آقا داماد دستت مثل اینطوری بگیر همسری میگفت من که داماد نیستم ای بابا !!

و من به این فکر کردم که چرا انقدر فکر میکنه که از اون روز خیلی گذشته

خلاصه که بعدش شبه رویاییمون تکمیل شد

من همسری رو به شام دعوت کردم تو یه رستوران خیلی بامزه ( آکواریوم تو پارادایس )

البته به نظر من ما میتونستیم با این پول غذای بهتری بخوریم چون طعم غذاش عالی نبود خوب بود

و اما ما تصمیم گرفتیم هیچ هدیه ای برای هم نخریم و هرچی میخوایم بخریم بزاریم سره پس اندازمون چون واقعا منو همسری هیچی هم نمی خواستیم

و اونجا کلی یاد قدیم و سالگرد دوستی مون کردیم و کلی لاو ترکوندیم و برگشتیم خونه

همممممممممممممممسری عاشقتم ممنون

| شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸ | ٦:٥۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |