Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
اندر احوال داقونانه فلفلی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

پنج شنبه با همسری و بابا وداداشم رفتیم دنبال خونه !!

تا ببینیم میتونیم یه جا رو برای آشیانه عشقمون رو براه کنیم یا نه

قیمت ها خیلی جالب بود مثلا میگفتن تو این منطقه ٧-٨ سال ساخت متری ١٣۵٠ است و وقتی میگفتیم متراژ پایین یهمو میدیدی دارن مثلا ۵۵ مترو متری ١٨٠٠ حساب میکردن که ما فکر میکردیم مثلا با این پول ما طبق ١٣۵٠ مثلا یه ۶۵ متری بدن !

ولی فکر کردین ما نا امید شدیم نچ

همسری هی میخواست نا امید بشه و هی میگفت ما پول نداریم با این پول چیزی بهمون نمی دن ولی من هی دل داریش میدم که نه مااصلا فقیر نیستیم !!

ما نباید از کسی انتظار داشته باشیم

و همسری احساس قدرت میکرد چشمک

البته خب برای این خونه احتمالا باید همه چیز رو از جمله تخمه مرغ رو ( ماشینه نازنینمونو  ) بفروشیم که فکر کنم زندگی بدون اون خیلی سخت میشه

تازه کلی هم میریم زیره باره قرض و وام و اینا !!

دعا کنید برامون

و راهنمایی کنید که نزدیک مرکز یا غرب کجا میتونیم پیدا کنیم با این قیمت

چون ما سره اونیکی خونه خیلی ضرر کردیم ولی این دفعه دیگه نه باید سود کنیم

دعا کنید

فعلا دست نگه داشتیم تا طلب های همسری بیاد تا یه مقدار دستمون پول باشه تا بعد ببینیم چی میشه

دوباره جمعه هم رفتیم یه دو زدیم

و  اما روزه عید من و همسری از صبح یه کلیه کار کردیم ولی خونمون انقده گل شد

آخه میدونید تمام خونمون تو این دو هفته که نبودیمو و نصفشم که مریض بودیم حسابی هپلی شده بود همسری حسابی خونرو جارو کردو و جابجا کردم من آشپز خونرو شستمو تمیز کردم و جابجا کردم

دو سری هم لباس ریختم تو لباس شوئی

یدونه هم لحاف انداختم شست

چون هم وقتش بود هم زمانی که مریض بودیم احساس می کنم میکروبی شدن

دو تا دیگه هم موندن با رو تختی ها

پرده هامونم یه مقدار کثیف شده ولی الان شستنش فایده نداره میزارم برای عید میشورم

***

همسری خیلی مهربونی کردی توی این چند روز مرسی مهربونم باورم نمی شه که نزدیک به یکساله که با تو توی یه خونه نفس میکشم مرد زندگیه من ممنونم زندگی که برام فراهم کردی همونی بود که قول دادی پره عشقه و آرامشه ممنونم

| یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |