Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
امان از آخر زمان - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

 

 

اول از همه چندتا از بچه ها پرسيده بودن كجا ميشينيم: من تهراني هستم ساكن تهران متولد تهران

جوجوخان هم كه باغ مظفره اصلو نسبي تهراني هستن و الانم ساكن تهران

وای اینو بگم که اگه نگم دلم میترکه

ميبينيد چه دوره و زمانه اي شده !!!!!!!!!!!!؟

چند روزه پيش با جوجوخان رفته بوديم بيرون كه زير پل پارك وي مونديم تو ترافيك جوجوخان داشت يه تيكه فيلم تو گوشيش نشونم ميداد از اين خنده دارا منم سرم پايين بود و از قضا يه ماشين كه راننده و كناريش از اين دختره فشنايي كه پوستشونو برنز آرايش و براقم ميكنن كه تو تاريكي برق بزنه كنارمون سمت جوجوخان پارك كرد – خب منو جوجوخان از قبلم گفتم كه رفاقتمون سره جاشه و راحتيم با هم – ديدم جوجوخان كه راست نشسته بود پشت فرمون كج شد سمت من پشت به اونا گفت چه زمونه ايه تا ميبينن يه دختر كنارمه ببين چي كار ميكنن

گفتم چي شده

گفت هيچي دخترا بهم چشمك رونه كردن

ميبينيد بيشخصيتهاي حسودو ميخوان بينه مارو بهم بزنن ، نه خدايي اگه جوجوخان ميزاشت شكمشونو سفره ميكردم

 

 

 

 

 

| یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦ | ٩:٥۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |