Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
روزمرگیهای یه فلفل - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

توی آموزشگاه قبل از آئین نامه اصلی و شهری اصلی یه امتحان از ما میگیرن

آئین نامه اولیه رو قبول شدم تا رفت اصلی که امتحان بدم هنوز ندادم

شهری مقدماتی که بعداز ١٠ جلسه ازم گرفتنو افتضاح دادم !!

اصلا پارک دوبلی که مثل هلو میزدمو کج پارک کردم !!

خودمم مونده بودم این منم؟؟؟؟

خلاصه که گند زدم چرا چون با زن گرفته بودم و پیشه یه آقا هنگ کردم انقده هول شدم؟؟

خلاصه که ٣ جلسه رفتم دوباره کلاس گرفتم که از این گندا دیگه جلو افسر حداقل نزنم روزه آزمون اصلی

اما با یه مرد گرفتم ٩ روزه دیگه شروع میشه

خداکنه این دیگه خوب باشه

با این خانمه ما فقط یا درحال غیبت پشت قوم شوهره خانمه بودیم

یا داشتیم از ریمل و رژه لبو لباس خواب حرف میزدیم

و یا ایشون پیاده شده بودند و داشتند با دوستاشون خوشو بش میکردند

ما که چیزی از کلاس متوجه نشدیم باشد تا این ٣ جلسه مقبول بیفتد!!

با خانوادم پنجشنبه رفتیم  توچال

خیلی حال داد هوا عالی بود همسری که با داداشی یه پتو پیچیده بودن دورشون ( البته بیچاره پتو قرار بود زیرانداز باشه ولی اینا سردشون شد پیچیدن دورشون ) و دوتایی چسبیده بودن به هم کلی کرکره خنده شده بودن همون طوری راه میرفتن!!

 

 

| شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |