توی این دوروز تعطیلی من یه فلفل کد بانو شدم

اگه بدونین یه عالمه بادمجون سرخ کردم گذاشتم تو یخچال و کلی نعناع و جعفری پاک کردم و خورد کردمو سرخ کردم !

هفته پیشم که یخچالمو تمیز کرده بودم

خلاصه دیروز ساعت شش رفتم آرایشگاه جهت پاکسازی اساسی دیگه داشت حالم از این ابروهای کتلتم بهم میخورد فکر کنم یه دو کیلویی از وزنم دیروز کم شد !

دیشب رفتیم خونه مادر شوهری انقده دیگه تیکه انداختن که خدا میدونه

از اون وقتا بود فکر کنم دوباره جاری خانم دست به کار شدن

از صمیم دل براش میخوام که سره خودش این برنامه ها پیاده بشه ببینه خوبه با ما این کارو میکنه و مارو از چشم ملت میندازه

هی گفتن دختره این جاری خوبه اون یکی دختره اون جاری بده!

دیگه رسیدم خونه از فرط ناراحتی تا سه شب حالم بد بود و بعد حالم بهم خورد و سه و نیم خوابیدم

راستیتش خواهر شوهری هی به همسری منم میپرید البته من دخالت نکردم ولی خوب پدر مادرش باید دعواش میکردن که با برادرت اینطوری نگو

هی میگفت نبودی راحت بودیما

خانم تنهایی به خودش جا کرده فکر میکنه دیگه کسی نباید بره درحالی که به اونچه این بچه ها هم حق دارن خونه پدر اینام هست

خب میدونید من روی دو نفر خیلی حساسم یکی پدرم یکی همسری

که نمی تونم ببینم کسی دله اونارو اوف میکنه

ولی همسری در همه حال دوستم داشت و مهربونی کرد بهم مرسی که هوامو داشتی

خلاصه که کلی حرص خوردیم و اومدیم

امشبم عروسی دعوتیم

از این عروسی شیپینتی ها