Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
همه عزا دارن!! - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خیلی جالبه که ما صدای رعد و برق و بارون و توفان رو تو اتاق خوابمون اصلا حس نمی کنیم انقده دنجه!!

وبعد اینجا همکارا هی درباره رعد برق های شبها میگن!!

دیروز رئیس آنتایم ما دیر اومد

ساعت 9:30 تا اون موقع بشکن و بالا مینداختم که ایول چه حالی میده آدم رئیس نداشته باشه !

که یه دفعه گوشی به دست وارد شد

با بلوز مشکی

اما حالتش یه طوری بود که من فکر نمی کردم زیاد نزدیک باشه

رفتم تو

من :آقای مهندس خدا بد نده ، مشکی تنتونه ؟!

مهندس : پدرم فوت کردن و... اشک که از چشماش سرازیر میشه

و من که بغض  میکنم و نمی دونم چرا گریه ام میگیره

نمی دونم چرا وقتی گفت پدرش فوت کرده وا رفتم چرا وقتی اشک یه مرد رو دیدم گریم گرفت و ...

وای که چه سالیه یه کله داریم خبر فوت اقوام همکارو میشنویم

یکی مادر بزرگ

یکی خواهر زاده

یکی پدر

خدا رحم کنه خدا رحم کنه سه تا شد الهی به در شه دیگه

بعد دیگه اعلامیه ها رو اسکن کردم و هوارتا ازش پرینت گرفتم و کل اداره رو پر کردم تازه شرکتهای تابعه ای که دستم نمی رسیدم فوری فکس کردم و ظرف یک ساعت کل تهران و شهرستانهای تهران میدونستن رئیس ما پدرش فوت کرده !

البته همون دقیقه که به سه نفر گفتم و تا رئیس دفتر چه اش که برای اون اومده بود اداره رو برداره بهش تسلیت گفتن

و حتما همه اونایی که خبر دار شدن همینطورم بهش زنگ زدن

خب اینجام نوشتم خیالم راحت شد که شما هم میدونید خب امروز ختمه میان بریم تسلیت ؟

راستی اتوبوس و غیره هم هماهنگ کردم برای مراسم ( به به چه منشی خوبی !!)

| یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |