Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
شب برزخي - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

ديشب خيلي شبه سختي بود مامانم شده مخالف درجه يكه ازدواجمون البته به لطف سم پاشي هاي داداشم . همشم تقصير گفته هاي مادر جوجوخانه ، بعضيا چه بدن چون ديد نمي تونه مستقيم بهم بزنه اومدو به مامان من اينطوري گفت و تازه از اونورم خودشو براي جوجوي ساده من راضي نشون ميده

خلاصه كه اوضاع خيلي خرابه فلفل ديشب تاصبح گريه كرده و نماز خونده

دعامون كنيد

الهي برات بميرم جوجوي گلم كه اينقده توام مثل من بد شانسي ولي اگه قرار باشه 10 سالم بشينم تاصاحب همه چي بشي بعد بياي بگيريم ميشينم

در دهکدهاي دورافتاده ، چند سال مي‌گذشت كه خشكسالي آمده بود و قحطي همه را به رنج و عذاب آورده بود. تا اينكه بالاخره و به پيشنهاد يكي از بزرگان مذهبي دهكده قرار شد كه در روزي خاص همه اهالي گرد هم آيند تا براي نزول باران دعا و نيايش بجا آورند. روز موعد فرا رسيد و تمام اهالي در مكان تعيين شده گرد هم آمدند تا مراسم دعا و نيايش را بجا آورند. از بين تمام مردم دهكده تنها يك كودك بود كه همراه خود چتر آورده بود و اين يعني ايمان .

| یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦ | ٧:۳٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |