Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
به ما چه گذشت - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام من اومدم

پنجشنبه ساعت 7:12 بعدازظهر  اومدن خونمون

يه عروسكي خودمو درست كرده بودم بيا ببين ، موهام فر کردم وااااااااااااااااااای درستش كرده بودم عين اين موي عروسكا شده بود نكه قهوه اي هم هست بهش موسم زده بودم معركه شده بودم يه بلوزه آستين حلقه اي كه مشكي بود و توش زري نقره داشت با يه يقه ي يه سانتي روي گردنم بعد يه بلوز خيلي خوشگل صورتي با راههاي زرد خيلي باريك روش كه آستين بلند بود و شلوار استرژ مشكلي با يه چاك تا زانو كه توي چاكش حرير خورده بود و چنتا نگينه آويزون بالاي چاكش داشت و صندل و گيره هاي سرمم صورتي بود ، و يه آرايش محو صورتي . واي خودم خودمو تو آيينه ميديدم دلم ميخواست بگيرمم براي پسرم چه برسه به اونا ، خودمو كه درست كردم از اتاق اومدم بيرون يه دفعه بابام اينطوري نگام كرد و بعد يه لبخند از روي رضايت زد .

مامانش اومد و خواهره گلش همراه زن برادر وسطي اول مامانش اومد تو كه موقع روبوسي با مامان داشت منو نگاه ميكرد به جاي لپ مامانم دماغ و گوشو غيره رو ماچ كرد بعد زن داداشش اومد تو دهنش يه متري باز بود وقتي ديدتم ، ولي خواهرش وقتي ديدتم كلي خوشحال شد كه اينقده نازم

بعدنشستند يه ميوه حسابي بهشون تعارف كردم كه شايد به هواي خوردن ميوه چشمشونو بندازن به پيشدستي ويكمي بهم كم نگاه كنن ولي زهي خيال باطل مامانش همه حواسش به من بود زن برادرشم هي نگام مي كرد راستي اينو يادم رفت بگم كه جوجوخان از زمان حركت و رسيدنو اينا همرو اس ام اسي گزارش ميداد .

خلاصه مامانشم كه يه چندتايي كنايه اومد به ايني كه خودمون همديگرو خواستيمو اينا ولي من اصلا به روي خودم نيوردم

ديروز با جوجوخان بودم كه برام تعريف كرده همشون عاشقم شدن بخصوص مامانش عاشق مامان من شده و گفته مامان اين اصلا يه چيزه ديگست

ولي خانواده من خيلي حساس شدن كه پسره چيزي نداره و از اين حرفا و مادرشم باهاش كنار اومدن يه كمي سخته چون از سه تا عروس فقط با يكيشون ميونه داره اونم اوني كه ما ديديم خداي سياست بود . دعامون كنيد تورو خدا دعامون كنيد جوجوخان خيلي ناراحته منم خيلي ولي مطمئنم خدا كمكمون ميكنه

جوجوي خوبم تو تنها اميد آرزوي مني

من مطمئنم كه اشتباه نكردم پس ثابت كن كه خوبي

من با تمام وجود دوست دارم و برات ميجنگم

توام برام بجنگ و دوستم داشته باش

ما  با هم ميتونيم همه كار بكنيم اين تازه اولين مشكله گلم

فقط چيزايي كه يادت دادمو بگو

انقدر دوستت دارم كه حاضرم برات همه كار بكنم

انقدر دوستت دارم كه حاضرم از خيلي چيزا بگذرم

وقتي دستت تو دستمه احساس مي كنم دست قوي ترين افراد تو دستمه ميدوني چرا چون تو دلت پر از نوره ايمانه بهت افتخار ميكنم بهت افتخار ميكنم

| شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |