Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
من اومدم همین امروز - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیشب خیلی خیلی نصف شب رسیدیم

خیلی خوش گذشت انقده حس خوب دارم که خدا میدونه

همه رو دعا کردم در راس اونا : راما , بابای ساره , ویولت , خانمه بودند

و دروصف مردمانیش فقط میتونم بگم با این حال که آدمای فقیری بودن ولی مردمان دمشق خیلی شاد بودن

اصلا تفاوت رو در چهره ها احساس کردم

ودیگر اینکه درباره هوا از هواپیما در تهران که پیاده شدیم اصلا بوی دود میداد هوا تا حالا انقده خوب احساس کرده بودم چون همیشه به شهرهای بزرگو پر ماشین با هواپیما رفته بودم و تا حالا به شهر پر اکسیژن پرواز نکرده بودم اول فکر کردم که از هواپیماست بوی دود ولی نه نبود متاسفانه برای شهر قشنگمون بود

سه روز اول اونجا سر درد داشتیم میدونین چرا چون دود نداشت !

البته روز اول آفتابی بود که خب از خشکی هوا تمام لبامون داشت میسوخت

واز روزه دوم یه کله بارون اومد برای خودمم دوتا ساعت خریدم

خب اینم عجله ای نوشت من چون یه عالمه کار دارم بوس بوس دوست جونا

پینوشت :

خانم ز جان عزیز شما همیشه برای یه پست قبل تر از اونی که من مینوشتم پیغام میزاشتی متاسفانه و نمی دونم خب اون موقع ندیدم ولی الان که تمام نوشته های جدید رو انتخاب کردم پیغام هاتو دیدم متاسفم وگرنه برات انجام میدادم

| شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |