Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
مهمونی شب جمعه - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام دوست جونام

من اومدم

مهمونی انقده خوب بود انقده خوب بود که خدا میدونه

همچینی خوشحال بودن دعوتشون کرده بودم که نگو

اول از همه بگم که کله سحری بعد ٢ ماه خاله پری تشریف فرما شدن و از شانس ما که کلی کار داشتیم !

همسری رو راهی کردم و خودم فوری خونه رو مثل دسته گل کردم و شروع کردم به در آوردن ظروف و درست کردن ماست و خیار و سالاد

همسری اومد با یه عالمه غذا ساعت حدود ١ بود

منم فوری بهش ناهار دادمو رفتم سراغ درست کردن ته دیگ و باقالی پلو رو کشیدم تو دیس گرد و مرغ رو هم چیدم و همه چیز آماده بود

کارتون باربی نشستیم دیدیم !

کمی با تلفن صحبت کردیم تا میهمانان تشریف فرما شدن منم که همه کارامو کرده بودم و فقط مونده بود که گرمشون کنم

و اونام با تعجب بهم نگاه میکردن که یعنی چی این هیچ کاری نمی کنه یعنی میخوایم گشنه بمونیم

که چی وقتی سفره رو دیدن کیف کردن

غذا ها به این شرح بود :

- لازنیا

- ٣پرس باقلی پلو و ۴ پرس زشک پلو

- ژله آکواریومی

- سالاد کاهو

- ماست و خیار جیگمیلی

حالا منه پررو رو ببین هی اونا به به میکردن و میخورن منم میگفتم نه بابا قابل نداره کاری نکردم که هنر اینه که خورشت درست میکردم !

راستی امروز ولنتاینه

 

پسر دیشب چه خبر بود این خیابونا که قیامت بود قیامت

| شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:۳۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |