Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
بازم درده سر - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام دوست جونا

من فلفل بانو هستم میشناسینم ؟

آخه انقده ننوشتم که نمی دونم یادتون هستم یا نه

این چند روز درگیر مهمونی مامان بودم

اگه بدونین این خانواده همسری چه کردن

اون زن برادر همسری بود گفتم تو عروسیمونم دعوا راه انداخت

اونو گفتم دعوت نکنیم چون یه بارم تو خونه مامانم شام مونده بود دلیلی نداشت دعوتش کنیم چون با همه خانواده همسری هم قهره

بعد مادر شوهری به مامانم گفته بود اونم دعوت کن ! فکرشو بکن به میزبان دستور بدی کیو دعوت کن ! بعدم برادر همسری بزرگه خیلی بد باهام حرف زد و کلی ناراحت شدمو گریه کردم

نمی دونم چرا وقتی اون خانمه به ما بی عزتی میکرد کسی نبود جلوش وایسه ؟!

خلاصه که همسری قربونش برم همچین یه تنه جلوی همه وایساد و ازم دفاع کرد که منم به هر حال احساس کردم شوهر دارم

آخه دیگه این دفعه خیلی داشتن زور میگفتن در حد دکترا

دیشب خوابه استادمونو دانشگاه رو میدیدم . نمی دونم چرا نمره ها رو نمی دن؟

 راستی برای پنجشنبه یه پالتو هم گرفتم مثل پوست میمونه توش رگه های قرمز داره انقده جیگملیه حد نداره

| سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |