Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
من اومدم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

وای که چه حس خوبی دارم یه  یک سالی بود اینطوری به خودم نرسیده بودم الان سرتا پا یعنی به معنی واقعی ( یعنی زیرو رو چشمک)

دیروز از اداره که داشتیم میرفتیم خونه من یه جایی رو نزدیک خونه کشف کردم که یه بازارچه خیریه است که دوست داشتم ازش خرید کنم اول به هوای خرید آستر لباس رفتم ولی مقنعه که بلند باشه و تو اداره باهاش راحت باشم با یه شلوار لی که وای یه دنیا دوسش دارمو خریدم

بعدازظهرم میخوام برم کلی به خودم صفا بدمعینک

چندتا پارچه از زرتشت با همکارم رفتیم خریدیم که برای عید بدوزیم آخه همسایه بالایه این همکارم خیاطه و هرچی بدی عینشو میدوزه ! با یه پارچه جدید

منم چنتا پارچه گرفتم که هم مانتو بدوزم هم چنتا سارافون

مامانمم یه شلوار داده از روش براش بدوزن خلاصه که آستر برای یکی از این سارافونام بود

چادرمم که دیروز تحویل گرفتم با یه مقنعه که اونم خیلی قشنگه کلی باهاش کیف کردم

راستی من از دیروز یه سره دارم سوتی میدما اونم از نوع خفنش !

هی همه چیزو اشتباهی فکس میکنم اشتباهی انجام میدمو اینا

دیگه هیچی

همین فعلا

| سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |