Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
مامان گلی زنگ زد - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

باسلام خدمت تمام دوستاي گلم

ديشب ساعت 19:51 دقيقه مامان جوجوخان تماس گرفتند ، منم همه حرفاشونو گوش دادم يواشكي

راستشو بخواين دلم الان خيلي پر غصه است قرار شد يه روزي رو تعيين كنيم كه خانمها بيان منو ببينن

ميدونيد چرا دارم غصه ميخورم چون ما اصالتن براي خوده شهر تبريزيم يعني پدربزرگم متولد اونجاست بعد اين جوجوخان ما پدرش تهرانيه ، مامان من از مامان گليه جوجوخان پرسيد : حاج آقا هم تشريف ميارن كه بگم باباي فلفل خونه باشه؟( خب بعضي از خواستگاراي من كه خيلي هم خانواده هاي باشخصيتي بودند و يه چندتاييشونم پسراشون منو ديده بودند جلسه اول پسر همراه پدر مادر اومد بود ) كه مامان جوجوخان برگشتند گفتند : نه زنها ميايم ميدوني رسم تو تهران اينطوريه . ( حالا انگار داره با پشت كوهيا صحبت ميكنن) به اين مگن ضده حال ،‌خب هميناس كه دچار سوء تفاهم ميكنه طرفو ديگه

درسته مامانم اصلا به روي خودش نيورد بعداز مكالمه ولي خيلي پكر بود ، بعدم گفت چرا آخه اون يكي خواستگارتو انتخاب نمي كني ؟ اونا كه بهترن!

كه منم گفتم حالا بزار اينا بيان ببينيم چطورين، ولي اصلا يه كلمه هم مامان از مكالماتشون تعريف نكرد

چقدر بده آدم خودشون هم ديگرو بخوان ، دعامون كنيد

من هي صد بار به اين جوجوخان گفتم به خانوادت نگو ما باهم در ارتباطيم گوش نكرد

بگذريم

اخبار در ۶۰ ثانيه : جوجوخان كلي از ديشب نازم كرده و دلجويي كرده ازم ، دوست دارم مهربونم

من تو وبلاگ سيد و خانومش يه سري اي كاش خوندم كه با اجازشون ميخوام بزارم تو وبلاگم خيلي عالي بود ، توروخدا اين داداشو آبجيه گلمم دعا كنيد خيلی كارشون گيره

شما اينارو از طرف داداش سيد محمدم بخونيد:

ای کاش انسانها ازاسب غرور پایین بیان وخاک تواضع ببوسن.

ای کاش وقتی که روی دوتا پا راه میریم،یادم بیاد که یه زمانی چارچنگولی وبا دست راه میرفتیم.

ای کاش وقتی داریم سریه بزرگتر داد میزنیم؛یادمون بیاد که اون ازما بزرگتره.

ای کاش یادمون بیاد که روزی بچه بودیم.

ای کاش یادمون بیاد که ماهم مادر وپدر میشیم.

ای کاش یادمون بمونه که خونه آخر همه قبره،ولباس آخر ؛کفن.

ای کاش وقتی داریم تو گوش ِ یه نفر غیبت میکنیم،یادمون بیاد که خدایی هم هست.

ای کاش یادمون بمونه،صورتی که میشه غرق دربوسه َش کرد رو با سیلی سرخ نکنیم.

ای کاش یادمون بمونه،دست بالای دست بسیارست.

ای کاش یادبگیریم که وقتی دست همسرمون تو دستامونه،چشممون دنبال ناموس مردم نباشه.

ای کاش بفهمیم که تنبیه بدنی بچه تو کوچه وخیابون،شخصیت خودمون رو زیر سوال میبره.

ای کاش یادمون بمونه که وقتی از دست خانوممون عصبانی میشیم،جلوی جمع آبروش رو نبریم.

ای کاش بفهمیم که غیرت مرد به آزاد گذاشتن زنش نیست تا هر مفسده ای خواست راه بندازه.

ای کاش یادبگیریم که مهریه بالا وزیاد زندگی رو نگه نمیداره.

ای کاش یادبگیریم که بچه هامون دیگه بزرگ شدن.

ای کاش وقتی داریم نون حروم میبریم سرسفره؛یادمون باشه که بچه هامون چی دارن میخورن.

ای کاش یادبگیریم با چشمایی که میشه به آیات نورانی قرآن و امواج دریا نگاه کرد؛چشم چرونی نکنیم.

ای کاش یادمون بمونه ماهم مادروخواهر داریم.

ای کاش یادبگیریم که به نظرات هم احترام بذاریم.

ای کاش وقتی عشقمون روبرومون نشسته وداره حرف میزنه،ما به چیزای دیگه فکر نکنیم.

ای کاش بفهمیم که عشق یه صفت الهی ست.

ای کاش وقتی تو تاکسی نشستیم،رو ناموس مردم لم ندیم.

ای کاش بفهمیم که قلب ما جای کینه نیست.

ای کاش کتیبه وجودمون رو با حرفای زشت وتصاویر ناپسند واعمال غیراخلاقی ؛سیاه نکنیم.

ای کاش وقتی داریم پامون رو از خونه میزاریم بیرون ،یادمون بیاد که ممکنه این آخرین رفتن باشه.

ای کاش یادمون بمونه که ما هم روزی پیر میشیم.

ای کاش وقتی داریم به هم خیانت میکنیم یاد روز قیامت بیوفتیم.

ای کاش وقتی داریم ازدواج میکنیم فقط به خوشبخت کردن طرفمون فکر کنیم.

ای کاش وقتی داریم از همسرمون بدی میکنیم،یادمون بیاد که یه روز با التماس ازش بعله میخواستیم.

ای کاش پله های دادگاه خانواده رو هیچ وقت بالا نمیرفتیم.ای کاش کلمه طلاق رو فراموش کنیم.

ای کاش واژه ایثار رو بزرگ رو در اصلی خونه حک کنیم.

ای کاش آیینه ها رو کثیف نمی کردیم.

ای کاش وقتی داریم به گنجشکا سنگ میزنیم،یه دونه َش بخوره تو سرخودمون.

ای کاش یادمون باشه که تنها موجودات روی زمین نیستیم.

ای کاش وقتی داریم به  کسی کمک میکنیم ،ریا کاری نکنیم.

ای کاش وقتی تو صف تاکسی ایستادیم،حرمت زنی که نوزاد همراهشه یا پیرمردی که عصا به دست داره رو حفظ کنیم.

ای کاش وقتی یه نابینا رومی بینیم،اجزای صورتمون رو کج وراست نکنیم.

ای کاش وقتی یه کرولال رو میبینیم،پشت سرش اداشو در نیاریم.

ای کاش وقتی کسی ازمون سوال میکنه ،با بدخلقی ردش نکنیم.

ای کاش روءسای ادارات یادشون بمونه که میز وصندلی ای که روش نشستن به هیچکی وفا نکرده.

ای کاش یادمون باشه که ماشین مدل بالا شخصیت نمیاره.

ای کاش یادبگیریم که موقع خواستگاری دروغ بهم دیگه نگیم.

ای کاش یادبگیریم تشکر کردن نشانه ادب وشخصیته.

ای کاش وقتی داریم سکه ناقابلی رو تو صندوق صدقات میندازیم،این کارو با سروصدای زیاد انجام ندیم.

ای کاش یادبگیریم که کسی برتر از همه ست که تقوای بیشتری داره.

ای کاش خدارو فراموش نکنیم.

ای کاش ...ای کاش...

 

 

| سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦ | ۸:۱٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |