Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دلم خونه زمونه - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

یه جورایی دیگه دارم روانی میشم

مادر همسری همه چیزه کوچیکی که من تو عروسیا دیدم زودی عادی انجام میشد و میکنه یه کوه برای درگیری

چند روزه که لیست جهیزیه ( سیاهه ) جهیزیه رو دادم که همسری امضاشو برام بیاره آخه گفته بود که مامانم اینا نفهمن میدم داداشم اینا امضا کنن! مگه دزدیه ؟

یه رسمه

ما این رسمو داریم

تا الان خیلی رسما رو به رسم اونا رفتم حالا میخوام این یدونرو که برام مهمه انجام بدم

خلاصه که دیروز اومده میگه الان اصلا اوضاع مساعد نیست بزار بعدا!!!!!!!!!

میگم یعنی چی بعدا یه رسمه این که دیگه ایرادی نداره ؟!

میگه نه ما رسم نداریم گفتم ولی ما داریم

دیگه داشتم منفجر میشدم

هر شب چشام از حالا گریونه ببین بعدا چی میخواد بشه

الان که نور چشمیم اینه چه برسه به بعد

نمی دونم چرا همسری و دیگر برادراش مثل آدمای مسخ شده میمونن جلوی مادره و مادره هر شریو دلش میخواد به پا میکنه

رفته به همسری گفته که این تو جهاز دیدنی برای ما قیافه گرفته پشتشو کرده و...

در حالی که من جلوی در با همه شون رو بوسی کردم و جالب اینه که خواهرش جلوی در بودم که منو پس زد و گفت کفشام تمیزه و با کفش اومد تو خونه نوی ما

دیشب مامانش میگه میخوای بری پیش آرایش گره منم میام !

بهش نگی اینطوری و اونطوریا آرایشگر ه عصبانی میشه ! بهش دستور نده !

یعنی چی ؟؟؟ من میخوام اونی بشم که میخوام میخوام با آرایشگرم حرف بزنم

خدایا دارم دیونه میشم از اینکه هر چیزه کوچیکیرو که باید انجام بشه را گنده میکنه و دخترش که داره بهم حسادت میکنه و غیره هم شانتاژ میکنه خیلی خانواده عجیبین

روز بروز بیشتر اینو درک میکنم

باید واقعا ازشون فاصله گرفت

بابام دیشب میگفت که این چه زندگییه که اونا دارن هر شب اشک تورو در میارن سره یه چیزایی که همه جا عرفه ! یعنی چی این حرفا این کارا ؟

نمی دونم دیگه باید چی کار میکردم نمی دونم

| دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |