امروز باید میرفتم دانشگاه و با کمال گردن کلفتی نرفتم

جالب اینجاست که چون تربیت بدنی داشتیم صبح هی جیغو ویق کردم که بدو مامان کتونیام کجاست و غیره ولی نشد که برم یعنی حسش نبود!

بعد از اوضاع بگم که هفته پیش رئیس جدید برام اومد که خیلی کارا زیاد  شده

همه کارای اتوماسیونی فیزیکی شده و خیلی شلوغ پلوغه

خلاصه که سره فلفل این روزا خیلی شلوغه

همسری تنبل ما هم که نمی کنه بیاد یه چند خطم اون آپ کنه

یادتونه پارسال یه همچین روزایی چه حالی داشتم ؟

این روزا بود که خواستگار زنونه یک اجرا شد

پارسال یه همچین روزی همسری به خانوادم به عنوان یه خواستگار معرفی شد لینک

دوستت دارم خوشحالم که به دست آوردمت عزیزم

خوشحالم که صفحه روزگار مارو کنار هم قرار داد و برای هم