Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
چرا ؟ چون... - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

چرا یاده قدیم میکنم؟

نمی دونم تو شرایط فعلی آرومم میکنه

شاید یه نوع بازگشت هستش

که تو روانشناسی میگن در مواقع اضطراب و اختلالات روانی و ... فرد به دوران بی خیالی بازگشت پیدا میکنه و این امر آرومش میکنه

مثل مواقعی که ناراحتیم و عروسکمون رو بغل میکنیم آروم میشیم

در هر صورت خیلی این چیزا آرومم می کنه این روزا

دیروز تمام کتابخونمو ریختم و مرتب کردم چقده یادگاری داشتم از گذشته تمام دوره دبیرستان و دانشگاه مثل فیلم از جلوی چشام رد میشد

همه لحظاتشو مزه مزه کردم و تموم شد خیلی هاشو ریختم بیرون چون ارزش نگه داشتن نداشتن

از وقتی رفته بودم کارشناسی دانشگاه وقت مرتب کردن پایین کتابخونه رو نداشتم و تمامه برگه چک نویسامو جمع کرده بودم اون پایین چه افتضاحی بود برای خودش تمام جزوه های بدرد بخورو جمع کردم و مرتب کردم داخل کلاسر و یادگاریا رفت تو یه مشنبا که پیش هم باشه کتابا هم جا به جا شدن

وقتی تموم شد یه مشنبا زباله به چه گندگی فقط کاغذ پاره بود !

فکرشو بکن اینا لای وسایل من بود

راستی آدامسای لاویز یادتونه ؟

عکساشو جمع میکردیم؟

یه عالمه از اونا تو جیب کلاسرم بود ، آدامسای ترکیه ای که الان یادم نیست اسمشون که برچسبای خوانندگان ترکیه ای بود توش هم یادتونه یه عالمه از اون برچسبام بود که انداختم دور

دیگه این روزای آخر گفتم تا ترم جدید شروع نشده نم نم کارامو بکنم

هفته آینده ام نوبت کمد و کشوی لباسامو اونایی که نمی خوامو باید بندازم بیرون

وای خدایا این ماهها کمکمون کن

تو عروسیمون کمکمون کن

راستی آتلیه رو قرار داد بستیم جای توپی به نظر میرسه

قرار شد بریم شیشم عکسای فشنمونو بندازیم

از این آلبوم ژرنالی ها ( دیجیتال ) هم بهمون میده

 

| شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧ | ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |