Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
یه خاطره - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

چند هفته پیش رفته بودیم فرو شگاه شهر و ند

اونجا آسانسورهایی داشت که فقط اجازه میدادند که با چرخ دستی وارد آنها بشیم ما که میخواستیم بریم زیر زمین برای خرید کفش و دمپایی گفتیم استفاده کنیم

 

دختری داخل آسانسوری که قد یه اتاق بود وایساده بود نشون میداد که کارمند اونجاست پیاده شدیم خرید ها رو انجام دادیم و برگشتنی دوباره رفتیم سراغ آسانسور تا به طبقه بالا بریم

 

 نیازها و سلایق کودکان در طراحی آسانسور

همسری گفت خدا کنه کسی تو نباشهشیطان

منم نیش خندی شیطنت آمیز تحویلش دادم عینک

وارد شدیم هیشکی نبود یه دفعه جفتمون گفتیم آخ جون دستش رفت دوره کمرم و صورتامون به هم نزدیک شد ( ای ندید بدیدا انگاری تا حالا هم دیگرو ندیده بودیم ) ولی خب نمی دونم چرا یه دفعه دل خواست

 

کار به نیمه بود که یه دفعه هر دو دوربینه تو آسانسور رو دیدیم

و گفتیم وای و پیاده شدنی در رفتیم با کلی خنده

 

| شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |