سلام دوست جونام طاعات و عبادات قبول باشه

چه حالو خبر

از ما چه خبر ؟؟؟كلي خبر

پنجشنبه رفتيم بيرون خيلي دلم گرفته بود كلي بونه گرفتم جوجوجونم هم بردم لواسون كه هوام عوض شه و به اصطلاح پيك نيك ولی حالم بدتر از اين حرفا بود بدتر حالم عوضی شد حرف ميزد طفلك پاچشو ميگرفتم البته اونم همچينه ساكت نبودا اونم دعوام كرد و در آخر من هي گريه كردم جوجو خان هي دستمال كاغذي داد دستم ولي انقده حال داد انقده كيف داد آخ انقده سبك شدم باورتون نميشه چه حالي ميده آدم گريه كنه و عشق آدم اشكاي آدمو پاك كنه

و اما دنباله خواستگاران سيريش

قرار بود ديشب دوباره بيان ( حالا من هي ميگم سيريشن شما باورتون نمي شه ديديدسريشن )

به بابا گفتم بابا من همسر ايده آلمو ميخوام گفت كيه ؟هر وقت اومد جلوم نشست رويتش كردم اون موقع ميگم وجود داره كه منم به خاطر همين پنجشنبه بونه ميگرفتم ، پنجشنبه شب خونه بابا بزرگم افطار دعوت بوديم كه من از پيشه جوجوخان رفتم اونجا ( ساعت 8 شب رسيدم چه افطاري جالب اينجا بود كه شامم خورده بودم با جوجوخان) و در راه نقشه كشيدم ( چون كلي بغل جوجوخان گريه كرده بودم ديگه سبك شده بودمو ميتونستم فكر كنم ) وقتي رسيدم رفتم تو اتاق خواب كه نماز بخونم بابابزرگم كه منم يكي ازنفساشم اومد تو اتاق ، ( و اينجا نقشه من عملي شد ) بابا بزرگ از بچه گي روي گريه من حساس بود مامان ميگه اون موقع كه نوزادم بودي تا گريه ميكردي به مامانم ميگفتند شما بچه بلد نيستيد نگه داريد بزار خونه ما بچه رو برو مامانت بزرگ ميكنه نوه اوليه ديگه ، خلاصه ما يه دفعه زديم زير گريه نه اينكه جوجوجونمم ديده بودمو داغ دلم تازه شده بود ديگه اشكا خودشون ميومدن ، گفتم بابايي ميبيني اينا من فردا تا ساعت 6 كلاس دارم اينا ميخوان شبش برام خواستگار بيارن ( آخه پنجشنبه قبل اينكه من برسم به مامانينا گفته بود كه كجاست ؟ اونام گفته بودند دانشگاه تا 8 شب  اونم گفته بود بابا جان بچه خسته ميشه اين همه راهو ميره يه فكري بكنيد و...) يه دفعه بابا بزرگ قرمز شد رفت تو پذيرايي و كلي به مامانم و مامانيم قر زد منم داشتم كف ميكردم و تو دلم عروسی بود مينيبوس مينی بوس آدم ميومدن ميزدنو ميرقصيدنو ميرفتن از خوشحالي فوري يه اس ام اس فتح و پيروزي زدم به جوجوجونم كه : انا فتحنا لك فتحا مبينا ..قيور مردان سرزمين قلب فلفل اين فتح را كه به لطف خداوند حاصل گرديد را تبريك ميگويم سرافراز و پايدار باشيد با يه حركت خواستگاريه فردارو كنسل كردم ..ديديد ..ديديد..پيروز باشيد سر بلند چون شير باشيد ..ديديد .. ديديد

اينجاست كه ميگن فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه

آی دلم خنك شد  

پيوست :SMS

فلفل : جوجو شبه يه وقت پيشيا نخورنت ؟

جوجو : برا چي پيشيا منو بخورن تا تو هستي هان هان ؟

فلفل : خب جوجويي ديگه اگه بيرون بموني ميخورنت

جوجو :كيگفته من بيرونم ؟! يعني اينقده من ضعيف النفسم كه بزرم هر پيشي جز فلفل منو بخورده

فلفل: (خدايی يه دونه كمشه ديگه بزاريد بازم ماچش كنم خب بابا تمومش كردم داد نزنيد )