Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دلتنگ.. - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

تنها نشستم تو شرکت چون نفسیم دیروز رفت شمال برای انجام کاری

همراه برادرش و پدرش یه کاره مردونه بوده لابد هیچوقت دوست ندارم تا موقعی که خودش توضیح بده جزئیات را ازش بپرس همین که حدود کار رو بدونم ارضام میکنه

دلم براش یه ذره شده خیلی دلتنگشم و چشم به راهش

 

دیشب بابام به عنوان هدیه تولد 450 هزار تومان داد کلی براش ذوق کردم و چون از پول جهیزم که مامان و بابا داده بودند دستم 1 ملیون را خرج کردم ترجیح دادم جاش با این پول لباسشوییمو بگیرم که یه چیزیم خودم خریده باشم

ولی خدا میدونه چقده از بابت پول ذوق کردم گرون ترین هدیه تولدم بود که بابا تا حالا بهم داده

حالا باهاشون قرار گذاشتم که فردا بریم و لباسشوییه عزیزمو بخرم

بابا اول جا خورد که خودم میخوام لباسشوئیمو بخرم ( خب اون که نمیدونه چه بلایی سره پولای جهیزیم آوردم )

وای نمی دونم چرا همسری نمی رسه دلم براش تنگ شده

راستی قرصای لاغریم نمی دونم چرا دیگه اثر نداره ( چربیامو دفع می کرد ) نکنه من یه عروس چاق بمونم !

یه چیزه دیگه من دیشب مربای گل درست کردم خیلی حال داد ولی الان دارم از پا درد میمیرم

 **

دیگه حوصله ندارم بنویسم امروز رفتم چندتا وبلاگ خوندم که حالمو بهم زدن با زندگیاشون شاید بگید خب زندگیه خودشونه ووو  اما منم همین طوری گفتم ولی انقده از طرز فکراشون بدم اومد که حد نداشت مثلا یکی بود که شوهر داشت و با نگاه به کس دیگه میگه دوست دارم بعدم هی داشت خودشو و کارای همسرشو توجیه میکرد که بی تقصیره و طبیعی می دونین چیه به نظر من باید آدم با خودش دیگه روراست باشه اما اونا به خودشونم دروغ میگفتن ...تازه این یه نمونه بود چندتا دیگه ام خوندم که توی همین موضوع نبود ولی طوره دیگه با خودشون مشکل داشتن آخه بگو دختر بیکاری وب گردی میکنی

| چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٧ | ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |