چند وقته خیلی به جروثقیل برج میلاد فکر میکنم طوری که همش شبا خوابشو میبینم

هی فکر میکنم اونی که اون بالاست چه دلی داره

بعد حالت تهوع میگیرتم

وقتی برج میلادو نگاه میکنم نگاه اول جرثقیلشو میبینم و بعد بدم میاد ازش

پیرو چند روز قبل نوشت : چرا زرشکی و یا قرمز نمی گیریم ؟ چون روش پرز میشینه و یه نخ هم روش جیغ میزنه بعدم خونمو خفه میکنه

ولی همش نگرانه نشستن همسری هستم چون خودشو ول میکنه روی مبل یه دفعه چقدر بدم میاد از این نوع نشستن ، اگه فولادم باشه میترسم خراب شه دوست دارم با آرامش بشینه روش ، بعدم چون میدونم بهش حتما بر میخوره و میگه اصلا میخوای روش نشینم (!) و یک ذره انتقاد پذیریش در این زمینه پایینه نمی تونمم بهش بگم