Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
تهران - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

 

خنکی از پنجره ماشین میخورد تو صورتم بعد از یک روز گرما رو تو شرکت تحمل کردن حال خوبی بود سرمو تکیه دادم به بالای صندلی پشت سرم یکمی  خودمو دادم پایینو داشتم کیف میکردم با آهنگ عهدیه راننده و همش اون حرفایی که میزدو تو ذهنم به شوهرخان خودم میگفتم کیف میکردم

یه دفعه یه مکالمه اون حس قشنگو خراب کرد

- خورد ندارم داری بده

 - نه یه 100 تومنی دارم

- نه نمی شه

- خب باشه مشکلی نیست ندارین

دختری که کنار راننده جلو نشسته بود زودتر از اونی که پیاده شه پولش رو داده بود یه پانصد تومانی مسیری که اون میخواست پیاده شه نهایتا 200 تومن بود

کفرم در اومد که راننده از 100 تومن نمی گذره ولی دختره باید از 300 تومن بگذره

میدونستم خورد دارم من چون جلوتر پیاده میشدم کرایم میشد 500 از کیفم دوتا 200 و یه 100 در آوردم و دادم به راننده

بفرمایید آقا فکر میکنم مشکلتون حل بشه

راننده بدون اینکه به روی خودش بیاره پول رو سری از من گرفت و کرد تو جای روی در کنارش!

بدون اینکه به روی خودش بیاره!!!!

و اصلا بقیه پول دختر را نداد!!

پس خورد ندارم همش یه بهونه بود خدایا

| دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۸:۳٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |