Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
سورپرایز - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

 

سورپرایز قشنگی بود

دیروز نیومدم سره کار

خیلی حالم بد بود

از صبح خوابیده بودم خونه صبح جوجوخان بهم زنگ زد

گفت کجایی گفتم من حالم بده

و تو خواب باهاش حرف زدم

بعد خوابیدم تا ظهر که بلند شدم بهش زنگ زدم تو رستوران بود

گفت میرم اتاقم بهت زنگ میزنم میام بهت سرم میزنم عزیزم

بعد از ظهر زنگ زدم گفت کارواشم!!!

بعدم دارم میرم خونه

دلم کلی گرفت

آخه گفتم که تازگیا خیلی دوست دارم باهاش باشم

شب تو خونه که رسید کلی بهش نق زدم گفتم دلم اوف شده

گفت خب دیگه انقده غر نزن کار نداری ؟ من کار دارم خدا فس

قلبم یه دفعه کلی شکست

بابام از در که رسید گفت اِ امروز نیومد بهت سر بزنه؟!!!

گفتم نه

 شام رو خورده بودیم و چون کسی به جز من تند سفره رو جمع نمی کنه و منم که حال نداشتم سفره همینطوری ولو بود که دیدیم یه دفعه زنگ در به صدا در اومد بابا رفت جواب داد که دیدم میگه جوجوجان تویی؟! باورتون نمی شه اون موقع چی بودم خیلی خوب بود انگاری کلی بهتر شدم برام سه تا آب میوه هم آورده بود مرسی عزیزم کلی وقتی پیشم بود بهم چسبید خیلی خوب بود

موقع رفتن گفت دیدی من هیچ وقت دروغ نمیگم اومدم

گفتم اره

گفت پس چرا یه ساعت پیش اینطوری گفتی؟!

گفتم خب لوس شده بودم

گفت دیدی گفتم قطع کن کار دارم

 

ببخشید عزیزم اگه یه دقیقه به عشقت شک کردم

| چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧ | ۳:٥٩ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |