Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
این روزها - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

 

سلام سال نو مبارک

چه حالو خبر ؟

امروز که داشتم از پله های شرکت میومدم بالا انگار همه بوی بهار میدادند خانما با لباسهای نو آقاییون همه موها مرتب !!

البته میشه گفت تو کله شرکت فقط یه 10 نفری اومدن

رئیسم اومده بود که اونم زودی رفت و فعلا که من موندمو من

از چشمام بگم که همچنان باهاشون دست به گریبونم

عزیزه دلم با داداشم رفته مشهد

دلم براش تنگ شده

این روزا خیلی مهمون داشتیم چون اولین نوروزه مادر بزرگم بود خیلی مهمون برامون اومد

و همه اومدن خونمون دیدن بابام الا خانواده جوجوخان و گفتن ما رسم نداریم یعنی چی نشستن ؟ خلاصه که آبروم پیشه خانوادم رفت ..تازه توقع داشتن ما بریم خونشون!!!

روزه سوم عید رفتیم خونه جوجوخان و عیدیشو دادیم البته بازم بابا یی نتونست بیاد که همین باعث دردسر شد و مادر جوجوخان کینه کردو یسره گفت منم که مخ جوجوخان خوردم انقده زنگ زدمو بهش غر زدم

دیروز اومدن خونمون با داداش جوجوخان و زن و بچه اش

و مادر شوهر لطف کردند هی از جاریه محترم تعریف کردند و به ما تیکه اومدند اصلا نگفت که بابا این فلفل 2 ساعت بعد از سال تحویل اومد خونمون و این جاریش سه روز بعد هی میگفت اینا روزه اول زنگ زدند!!!

ازش بدم اومده

حالا فهمیدم که چرا اون دوتا جاری دیگم خونه مادر جوجوخان رفتو آمد نمی کنن و مسببش کیه

خانم برای خودش جا باز میکنه حالا هم نوبت منه که از میدون به در شم

دختره از این دختر التماسیاست که تا آخر عمر پدر مادرش ممنون پسره اند که اومده دخترشونو گرفته اونوقت مادرشوهره انتظار داره که منم مثل اون باشم و خانواده منم اون کارهارو بکنن ... عمراً

فقط دلم میخواد یه طوری این دخترو از میدون به در کنم که دل اون جاریام خنک بشه و حالش جا بیاد

فعلا انقده قاطم که حد نداره

| دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧ | ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |