Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دخترک حسابی وروجک شده و موقع غذا اذیت میکرد منم تصمیم گرفتم تا زمانی که کامل نمیتونه بشینه و باید تو کریر  بهش غذا بدم برای اینکه ضعیف نشه با شیشه بهش بدم که خب انگاری استقبال کرده 

رفتم تو نت و سبزیجاتی که میشه تو سوپ ریخت رو سرچ کردم و طبع شون رو نوشتم چون دختر من فوری سردیش میشه

تا الان هم کدو حلوایی هویج و سیب زمینی و شغلم رو با آب گوشت خورده فردا صبح هم قراره بهش بروکلی اضافه شه و آب سیب و اب هویجم دو روزه میخوره فداش شم البته با من بمیرم تو بمیرها! اوفففففف

تصمیمم برای تو مهد نزاشتنش تا 10 ماهگی خیلی درست بود چون بچه نه ماه اول زندگیش غذای اصلیش شیر و این یعنی هی دوست داره به مادرش بچسبه 

آهان یه آفرین به ممو بگم که داره تلاش میکنه شیر خودشو به دختر گلش بده ممو کم نیار موفق میشی و بهترین شیر شیر مادر البته در صورتی که ویتامین بخوری خودتو تقویت کنی بهتر از شیر خشکیه که تو ایران یه روز پیدا میکنی یه روز نمیکنی میسازه نمیسازه یا اصلا استانداردی توش نیست البته شیرخشکم سم نیستا اگر کسی مجبور باشه بده توام اگر شیرت کم بود به دخملی گشنگی نده فکرم نکن که شیشه بگیره دیگه سینه نمیگیره دوستم اما از این شیشه ها بده که سرش شبیه سینه مادره ببین من دو ماه تموم نخوابیدم تو روزهای سخت بعد زایمان شیر دوشیدم و خدا رو شکر خدا کمکم کرد و بعدش دخترم سینه گرفت و الان فقط شبی یه شیشه شیرخشک میخوره و طی روز شیر خودمو میخوره البته دیگه الان دو وعده هم با غذا کمکی میخوره البته کمکی هاش انقدر زیاد نیست که وعده شیرش حذف بشه 

و میخوام بعد 6 ماه دیگه پستونک رو فقط زمان خواب بهش بدم چون 6 ماه اول ادامه لذت مکیدن سینه مادر بود براش ولی دیگه بعد شش ماه درست نیست چون هی تکون میخوره میره اینور و اونور آلوده میشه ولی این 6 ماه واجب بود چون داشت عادت میکرد دستشو بخوره و این اگر سرش میموند بدتر از پستونک الودگی داشت و تازه چون رفلاکس داشت هی میخواست بخوره  و چاقالو میشد ! و پستونک به قول دکترش کمکش کرد 

هفته دیگه ایشالله میخوایم با قطار بریم مشهد چون همراه مامان اینا هستیم دیگه واقعا هواپیما نمیصرفید خدایی من دو سال پیش با این هزینه هواپیما میگرفتم! یعنی وضعیتی شده بلیطها ! امیدوارم که دختری تو قطار اذیت نکنه تورو خدا اگر تجربه ای دارین کمکم کنید به خصوص بهم بگین شیشه اینای بچه رو تو هتل کجا میشستید ؟ چطوری براش آب فلاسک جور میکردید ؟ چون اول تصمیم داشتم براش هیتر ببرم تو هتل براش پوره درست کنم البته شاید بازم ببرم ولی باید هیتر گوشکوب برقی ظرف در دار ظرف غذاش و قاشق و قابلمه ببرم! خودش یه چمدونه! ولی احتمالا روزی دو وعده بهش سرلاک میدم این سه روزه رو بهتره تا این همه تجهیزات که شستن و اینا هم داره پس برای سرلاکشم آب جوش ولرم شده میخوام دعا کنید خوش بگذره 

فعلا همین این روزها هم اگر جایی رفتین دلتون شکست دعامون کنید که همسری کارش درست شه من نرم سر کار بمونم خونه ایشالله 

| سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

رفتم مدیر جدید رو دیدم

آهان حالا قبلش بزارین بگم با اون یه ماه استعلاجیم تامین اجتماعی بیشعور موافقت نکرد یه خانم دکتر بی تربیتم گذاشته بودن  اونجا که شبیه رخت شورهای قدیم صحبت میکرد! مثلا یکیشون به من گفت خب چرا نرفتی اون یه ماه رو منم شروع کردم توضیح دادن که یهویی برگشت اون بی تربیته گفت خانم حرف زیادی نزن که مدرک بده!!!!!!! منم گفتم ببخشید تمام سونوهام تو تایید دکترم دست شماست که گفت دکترت؟! من اصلا دکترتو که قبول ندارم !

خلاصه که رفت سر شش ماه مرخصیم و یعنی از اول آبان من باید میرفتم سر کار!

رفتم مدیر رو دیدم و بهش گفتم اینطوری شده و  من میخوام تا عید مرخصی بدون حقوق بگیرم و خدا رو شکر تایید کرد معاونمونم که دخترک حسابی براش شیرین کاری میکرد هم قبول کرد مدیر عاملم امضا کرده دیگه مونده ارجاع بشه به دبیرخونه

درسته یکمی از لحاظ مالی سخت شد ولی بهتر از این بود تو این سرما زمستون دخترک رو میبردم مهد ! و کلی پول مهد و آزانس میدادم!

 

این روزها شدم یه ماشین مادر ! نه یه مادر

 

دخترک حسابی بهونه گیر شده که خب احتمالا برای دندونشه! آخه باد کرده و سه هفته است یه دونه سفید زده ولی در نمیاد

دوست مامانم گفت حتما لثه اش سفته قدیمیا میگن باید تو این جور مواقع آش دندونی پخت دیروز پختم و پخش کردم شاید بهتر شه

 

خلاصه که وقتی بیداره که انقدر بهونه میگیره و نق میزنه که دیونه میشم

وقتی هم یه ساعت میخوابه تند و تند کار میکنم

مثلا امروز دخترک یک ربع به 12 ظهر خوابش برد با بدبختی!

و من بودم و یه خونه ترکیده!

یه ماشین ظرفشویی ظرف شسته که باید جابجا میشد

یه سینک پر ظرف و قابلمه که باید چیده میشد تو ظرفشویی یا یه سری تو دست شسته میشد

شیشه های دختری برای شبش باید شسته میشد

لباسشویی رو بایدمیزدم

شب قبل لباسهای دختری رو شسته بودم و پهن کرده بودم باید جمع میکردم و جابجا میکردم کل خونه احتیاج به جارو داشت و دستمال کشی

تخت باید مرتب میشد گاز رو باید دستمال میکشیدم

برای دخترک باید سوپشو بار میزاشتم

ناخونهای یکی درمیون شکسته ام رو هم باید سامون میدادم!

ساعت یک و ربع

همه کارها انجام شده و دخترک با یه کش و قوس بیدار میشه

خدارو شکر که اگر کمک ندارم که یه یه ربع حداقل دختری رو پیشش بزارم خدا بهم سلامتی داده تا کارهام رو بکنم

البته این که دخترک همش پیش خودم باعث شده خیلی بهم وابسته بشه مثلا دوشنبه رفتم اپیلاسیون سرجمع یک ساعت و نیم نشد از پیچ کوچه که پیچیدم صدای دخترک کل کوچه رو برداشته بود و همسری دستپاچه که چه بکنه!

 

| شنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٢ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

این چند روزه انقدر دخترک ازم انرژی میگیره که حد نداره ولی نمیدونین چقدر عاشقانه براش کار میکنم براش پوره درست میکنم و فرنی و هی میخوره هی تف میکنه و من از رو نمیرم تازه یاد گرفته بعد یه ماه با قاشق بخوره و یاد گرفته باید هر بار قاشق میره بالا دهنشو باز کنه

هی میخواد سینه خیز بره نمیتونه صورتشو میماله رو زمین تف تف میکنه و گریییییییییییییه ولی برش که میدارم تا میزارمش زمین فوری بر میگرده و باز گریه

بابا اعتقادش این بود که رورئک بزارمش ولی من میدونم که سینه خیز هوش بچه ها رو در زمینه ریاضی و راه حل یابی تقویت میکنه و این منم یه مادر خسته ولی نه به خستگی روزهای اول

هر روز دعا دعا میکنم که با مرخصی بدون حقوقم موافقت بشه و امیدوارم خیلی

| سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |