Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

فردا تو تالار عروسیمون مراسم ختم دعوتیم!

ولی خب من و همسری پر از هیجانیم که میخوایم بعد 5 سال بریم تالارمون اونم همراه ثمره زندگیمون

همیشه همسری میگفت انقدر دوست دارم یه روز تو تالار خودمون دعوت بشیم که شدیم

جونم براتون بگه که میخوام تا عید مرخصی بدون حقوق بگیرم دعا کنید مدیر و معاون تایید کنن اینطوری دیگه دختری رو راحت ایشالله بعد از عید میزارم مهد دوستم که تو جنت آباد هست دیگه نمیخواد هی برم شیر بدم بیام بزرگتر شده جون گرفته فصل سرما هم تموم شده ایشاله

البته باز اگر تایید کنن که من بیام نزدیک خونه که ایشالله اینم میشه!

یعنی تمام تلاشمو میکنم که بشه مطمئنم تایید میکنن هر دو رو

من که فکر میکردم 9 ماه میشه مرخصی و نشد و هر ماه میخواستن 300 بدن حالا ندن بدون حقوق میگیرم ! والا دیگه وقتی معاون رئیس ج م ه ور اینطوری بگه که 9 ماه زنان رو تو طولانی مدت متضرر میکنه!!!!زباندیگه چی میشه گفت به این منطق بلند یه زن یاد یه بنده خدا افتادم که تو یه جایی که خوب میدونین کجا گفته بود مرد میتونه زنشو بزنه! یعنی حقش دونسته بود ای بابا

بگذریم شیرمو تلخ نکنم!

خلاصه که بعد از سه هفته که به دختری فرنی میدادم فرنیش رو سفت تر کردم یعنی مثل فرنی که خودمون میخوریم ایشالله از شنبه هم پوره هویج بهش میدم یه بار بهش پوره سیب زمینی دادم تا صبح جیغ زد و گریه کرد! مامان گفت خیلی سنگین بوده ولی خب دکی اش گفته بود همه هم میدن تو نی نی سایت! بعد از دو هفته هم ایشالله سوپ رو شروع میکنم

| جمعه ٢٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۱٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

حال این روزهای من اصلا اصلا قابل گفتن نیست!

وقتی قانون 9 ماه ده بار تصویب میشه و ابلاغ میشه و تو امیدوار میشی و روش برنامه میزاری و یهو یه مردک میاد و میگه بودجه نداریم چون اختلاس کردیم تو تامین اجتماعی! و بودجه نداریم حقوق بدیم و برمیگردونه قانون رو!

و اینکه تو باز میگی خب اشکال نداره ساعات کارا کمه اگر نزدیکم باشم ترافیک کمتر بیشتر به بچه ام میرسم و باز یکی با بی کارشناسی و بیسوادی بدون در نظر گرفتن ترافیک و هزینه بنزین و این آلودگی سرسام آور و مهاجرتهای بیرویه و بیقانون به تهران ! ساعات کار رو زیاد میکنه و اصلا نمیگه یه زن شاغل بابا ساعت چند برسه خونش! جالبه وقتی یه تاپیک تو نی نی سایت زدم همه اومدن گفتن حقتونه! تو تهرانین بایدبکشین ! یکی گفت نمیتونی نرو سرکار خب بزار تو تا جون برن ! دیگه نمیگه خب کسی که احتیاج به پولش داره میره وگرنه دل درد نداره که! یکی گفت ما بخش خصوصی ام به ما چه و من یاد داستان موش افتادم که تله موش دیده بود البته بهشون گفتم مواظب باشین که پای خودتونم نگیره ! جالبه اونایی که گفته بودن خب نرو و اینا زنایی بودن که خونه دار بودن ! و چمیدونن ما چی میکشیم

این روزها یواشکی دور از چشم همسری کلی اشک میریزم دست خودم نیست اصلا نمیتونم با اینی که دختری رو ببرم مهد کنار بیام آخرم به این نتیجه رسیدم دوربین بزارم و دختری رو بزارم پیش پرستار تو خونه نمیتونمم به روی همسری بیارم چون میبینم که تمام قد داره تلاششو میکنه ولی خب نشد دیگه! باید برم

جالبه جاری سومی با وجود درامد بالای همسرش تا حامله شد موند خونه  البته الان پسرش بزرگ شده دیگه مدرسه ای هستش ولی خلاصه که نرفت سرکار و حقوق شوهره رو هم تا قرون آخر خرج کرده و الان مادر شوهرم بهش پول میده که بره خونه بزرگ بخرن! این درحالی که شوهر من یک سوم شوهر اون حقوق میگیره و اگر فقط 30 تومن به ما میدادن تا وامهامونو تسویه کنیم دیگه نمیخواست من برم سرکار و با صرفه جویی ترجیح میدادم پیش دخترم باشم وای که دلم داره میترکه آخه من اگر قرار باشه 5 بیام خونه دیگه از بزرگ شدن دخترم چی میفهمم!؟

این هفته قراره ببرمش مشاور تغذیه تا ببینم چی بهش بدم دکی میگه همه چیز بده ولی من اصلا نمیدونم چطوری چقدر ! مثلا بهش پوره سیب زمینی رقیق شده باشیر دادم دل درد کرد ! البته دوستم که فرانسه است میگه اینجا از پوره ها شروع میکنن از 4 ماه ! و دکترش دقیقا همون حرفی رو زده که دکتر دخترک بهم گفت هرچقدر که میلش میکشه بده!

دو هفته پیشم بردمش مشاور روانشناس خیلی خوب راهنمایی میکنن لازمه که تو هر مرحله ای برای خلاقیتشون چه کنم و چه بازی هایی باهاش بکنم باشد که موفق باشم 

 

ممو جونم قدم دخترت مبارک باشه عزیزم

| پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ٦:٥۱ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

این چند روزه دخترک سرما خورده بود و من نتونستم برای واکسن به موقع ببرمش به خاطر همین چهارشنبه با دو هفته تاخیر زد این بار دیگه بردمش مطب شخصی زدم ! والا به خدا این خانه بهداشتی ها پدر بچه ام رو در آوردن اون سری یعنی خدایی هرچی حرص داشت زنیکه عقده ای سر بچه من خالی کرد انقدر ترسیده بود که حد نداشت این بار دیگه با همسری تصمیم گرفتیم هر چقدرم میگن مطب و بیمارستان شخصی واکسناشون احتمال داره کهنه باشه بریم مطب بزنیم والا همچینم کهنه نیست اینام خیلی تزریق دارن

خلاصه که این بار واکسنشم سبک تر بود و زیاد اذیت نکرد

بازم رفتیم موندیم خونه مامان اینا من خدایی از پس این فسقلی وقتی مریض بر نمیام چون خودشو برام لوس  میکنه و هیییییییییی گریه

از این روزها بگم که برای دختری فرنی درست کردم و خدارو هزار مرتبه شکر انگار رو رفلاکسش تاثیر گذاشته و بهتره البته با قاشق گریه میکرد خوردنی و من بعد شیر دهی با شیشه بهش میدم میخوره و البته فقط روزی 20 سی سی ظهرها

جونم براتون بگه که تو این هفته یه سرم به شرکت زدم و حاصلش خال خالی شدن دخترم شد ! که روز میز آبدارخونه خوابوندمش و معلوم نیست چی بچه ام رو خورده و کمر درد خودم و اینکه همکاری که با من زایمان داشت  و بچه اش همسن دخترکه و ظاهرا چون خییییییییییییییلی بیخیاله و این رسیدگی که من دارم رو نداره و خودش و همسرشم خیلی ریزن دخترش از دخترک ریز تر و همکارها که خیییییییییییلیی شلوغش کردن و بهش زنگ زدن که آره فلفلک دوتای بچه تو و اون ناراحت شد که آره چرا وزن دخترتو به من کمتر میگی ! درحالی که من فکر میکنم اون داره بیشتر میگه چون دختر من از بچه های همسن خودش کوچولوتر ه و اینکه همکارها گفته بودن فلفلک ماشالله از دختر اون باهوشتر و بیشتر دورو برش رو درک میکنه ولی دختر اون مادرشم نمیشناسه ! که من بهش گفتم بابا خب تو بجه رو ول میکنی رو زمین فقط بهش یه شیر میدی و بیخیال خوب باهاش حرف بزن بازی کن کار کن معلومه اینطوری هوش بچه اش پیشرفت نمیکنه ! و خلاصه که نابرده رنج گنج طلب میکنن ملت امروزی !

و اینکه الان من یه شال به کمر بستم از کمر درد و یه مچ بند به دستم از دست درد و ایشون بیخیال بچه دائم پای تلفن مثل قبل !

گفتم که بگم اشتباه کردم که رفتم شرکت!

بعد اینکه اگر مدیر موافقت کنه میخوام از زمان برگشت به کارمحل کارم رو منتقل کنم به نزدیک خونه به خدا اصلا مقدور نیست برم تا مرکز شهر !

کی برم تو اون ترافیک با این بچه کی برسم از اونورم تا بیام خونه ساعت میشه 6 شب ولی اینجا نه

کسی مهد کودک تمیز و خوب تو آیت اله کاشانی میشناسه؟

| جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ٥:٤۳ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |