Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دخترم دیروز 120 روزه شد الهی که 120 ساله بشی دخترم و همیشه شاد و سلامت باشی

قرار شده از فردا برای فسقلی غذا درست کنم وااااااااااااای چه تجربه شیرینی

البته یه کمی سرما خورده است و امروز بردمش دکتر جواب آزمایشم بردم خدا رو شکر خبری از عفونت و التهاب نبود واقعا ممنونم از ههههههههمه محبتاتتون

 

| جمعه ٢٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٩:۱٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

وقتی 5 ساله بودم عفونت اداری پیدا کردم مربی مهدم تو ادرارم خون دیده بود و به مامانم اطلاع داده برود

مامانمم منو سریع برده بود بیمارستان پارس تمام آزمایش گرفتناشون یادمه!

و حالا بعد از 25 سال چند بار تو پوشک دخترم وقتی ادرار کرده بود لک خیلی خیلی کمرنگ خون دیدم ! دکتر گفت اگر تکرار شد یه آزمایش ادرار بده و دیروز دخترک من در بیمارستان پارس آزمایش ادرار داد ایشالله که چیزی نباشه ولی خب خیالم اینطوری راحت تره

با این حال که هر دو ساعت و نیم حتما عوضش میکنم هر وقت پی پی میکنه که سریع همون موقع عوض میکنم همه موارد رو بدددددددون استثنا حتما میشورمش نمیدونم اگر عفونت باشه از چیه !

البته با اینکه دستگاه تصفیه اب وصل کردیم بازم ته فلاسک میبینم که جرم هست ! دعا کنید برای دخملم

| یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

اولین سفر رو با دختری تجربه کردیم

رفتیم شمال (کلاردشت ) سفر با فلفلک لذت خودشو داشت البته موقع برگشت انقدر جاده شلوغ بود که تمام کمر من و بدن دختری کوفته شده بود

میتونم بگم جرات سفر با دختری رو نسیم بهم داد و خیلی چیزارو مثل همراه داشتن دستکش و زیر انداز یه بار مصرف و غیره رو از اون یاد گرفته بودم

نمیگم خیلی راحت بود ولی خب حداقل یه هوای خوب خوردیم اونجا و دخترک کلی تو جنگل شیر خورد!

کلی برای پردازش تجارب جدیدی که داشت کسب میکرد میخوابید خخخخخ

و من فهمیدم که این هوای تهران هستش که باعث تجدید رفلاکس این فسقلی ها میشه اونجا فقط دوسری اونم چون زیاد خورد بالا اورد !

این روزها تلاش مستمری داره برای اینکه بچرخه و دمر بیفته البته من کلی باهاش دمر افتادن و کار کردم آخه باید این کارو از سه ماهگی شروع کنید و بهشون دمر خوابیدن و نگه داشتن سر رو یاد داد و بد بهشون یاد بدین که سینه خیز برن به این مرحله میگن آموزش سینه خیز رفتن ( قابل توجه ژیلا جون که گفت از چیزایی که خوندم بگم )

راستی یه چیز دیگه که درباره خواب بچه ها باید بگم اینه که از 6 هفته باید به یه جایی که میخواد بخوابه عادتشون داد این مرحله خیلی سخته چون اگر به روی پا بغل یا زیر سینه عادت کنن بیچارگیه ! باید به رختخوابشون عادتشون داد سعی کنید به حالتی که احساس کنن هنوز بغلشونینی مثل نزدیک کردن سرتون و به شکمشون یه گذاشتن دستتون روی سینه اش و نوازشش به جاش عادت بدین گریه میکنن بیتابی میکنه ولی میخوابه و این طوری دیگه راحتین

غربیه ها یه دستمال زیر سربچه میندازن که بچه موقع خواب به اونجا عادت کنه بهش میگن دودو ولی خب شما میتونین بچه رو به رختخوابش عادت بدین سعی کنید برای همه چیز نظم داشته باشه خوردن خوابیدن مثلا اگر دوساعت زودتر خواست شیر بخوره سرشو گرم کنید تا دو ساعت بشه بعد دیگه تنظیم میشه با این کار میتونین نظم رو به بچه یاد بدین

دیگه آهان دیدن تلویزیون برای زیر دوسال اصلا خوب نیست تا شش ماه که روی بیناییشونم تاثیر میزاره تا دوسالم رواعصابشون دیدین بچه های الان یه جا بند نیستن یه سره هم تند تند حرف میزنن هم تند تند حرکت میکنن این به خاطر دیدن تلویزیونه چون تصاویر رنگی تند تند از جلوی دیدشون میگذره اگرم دقت کرده باشین براشون خیلی جذاب خیره میشن به تلویزیون ولی خب باید کنترلشون کنین دیگه

خب ژیلا جون تا همینجا فعلا یادم بود ایشالله بازم میگم راستی رشته امم علوم تربیتی پرسیده بودی گفتم اینجا بنویسم مامانهای منتظر زیاد داریم شاید به درد اونام بخوره باشد که بتونیم بچه های خوبی تربیت کنیم

| پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |