Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام دوست جونام امروز همون روزی بود که وقت دکتر داشتم از بیمارستان صارم

این بار فقط یک ساعت معطل شدم

اقای دکتر صارمی ( رئیس بیمارستان صارم ) یه اتاق کنار درمانگاه برای خودش درست کرده که مشاوره رایگان میدادند و درشم همش باز بود

هر کسی میخواست میتونست بره داخل و با ایشان هم صحبت کنه

خیلی از این کارشون خوشم اومد یه اتفاق بازمزه هم افتاد یه زن و شوهر کنارم نشسته بودن که معلوم بود خانمه خیلی ناراحته .دکتر صارمی داشتن رد میشدن که شوهره خانمه بلند شد و به آقای دکتر گفت خانم من دوبار سقط داشته الان هفته 8 هستند و لکه بینی دارن از صبح رفتیم اورژانس گفتن بیایم اینجا الان سه ربع نشستیم خانمه من نگرانه

که دکتر با خودش بردشون تو یکی از اتاق خانم دکترها و بعد 10 دقیقه اومد بیرون و البته زن و شوهر هنوز بودن ولی خیلی از این کارش خوشم اومد

خلاصه من هم رفتم پیش دکتر کوهسار نبوی

بچه هایی که بهم معرفیش کردین ببینم این همیشه انقدر عصبانیه!

یه خانم دکتر بهرامی هم کنار دستش نشسته بود و هی باهم حرف میزدن !

بعد گفت کی معاینه شدی گفتم 2 سال پیش گفت

گفت تست چی تست ازت گرفت خانم دکتر خضری گفتم نه

گفت برو اتاق معاینه یعنی چی پس فقط سونوت کرده

خلاصه که یه خانم مامای مهربون اومد اونجا آماده ام کرد و یه تست پاپ اسمیر گرفتن و بعد معاینه شدم هی گفت فکر کنم پلیپم داری حالا بزار جواب تستتم بیاد یه دوره ام یاسمین استفاده کن تا تنظیم شی بعد برنامه بارداریت رو خورد خورد شروع میکنیم بعد گفت یه آزمایشم برات نوشتم ناشتا انجام بده گفتم خانم دکتر تو آزمایشهایی که دکتر خضری و دکتر طب سوزنیم که خیلی کامله نیست

گفت بده باز ببینم و آزمایشها رو داد دسته خانم دکتر بهرامی تا اون نگاه کنه و گفت یه سریش هست گفت خب پس حذف کن

و خانم دکتر بهرامی بدونه این که کاری بکنه دفترچه رو بست داد دستم حالا تو این گیرو دار یه زن و شوهری هم اونجا بودن که خانمه میگفت بچه ام مرده حالا میخوام باردار شم خانم دکتر گفت چرا فوت شده چند ماه به دنیا اومد گفت 9 ماهه ولی رفتیم خونه تو خواب خفه شد ! 1ماه پیش

خانم دکتر گفت تو یه ماه پیش زایمان داشتی حالا میخوای بازم باردار شی باید یه سال فاصله بندازی و همسرشم گفت ما مشکل داریم با خانواده م. باید خانمم باردار شه !

خلاصه یه هو خانم دکتر برگشت سمت من و گفت شما با من کاری داری ؟

گفتم خانم دکتر قرار بود آزمایشهامو مطابقت بدین و دارو برام بنویسید بعدم بهم نگفتین این شیشه تستم رو چی کار کنم

گفت هیچی برو جواب رو گرفتی بیا!! ( یعنی آی کیو به من نمی گه باید ببریش پذیرش بعد صندوق بعد آزمایشگاه بعد صندوق و بعد بری 10 روز بعد بیای !) منم دیدم حواسش پرت مریضه دیگست رفتم بیرون و از پذیرش راهنمایی خواستم که یه خانم خخخخخخخخخخخخخخخیلی مهربون بود مثل اون مامایی که ازم تست گرفت ازش پرسیدم و ایشون هم راهنماییم کردن

دیگه داره دستم میاد باید اونجا چطوری بود مثلا یه ساعت قبل وقتی که بهت میدن اونجا باشی و نوبت بگیری تا زود بری تو زمانی که خانم دکتر سره حاله

بعدم از دکتر سئوال نکنی ایشون فقط تشخیص میدن و ویزیت میکنن خودشونم نمیدونن روال چطوریه

بعد اون خانم ماما مهربونا همه کاره اند و خیلی خوب جواب میدن و خیلی هم واردن

بعدم خب بیماستان شخصیه دیگه هی باید پول بدی

من امروز 13500 بابت ویزیت دادم

7000 تومن دستمزد تست

21000 آزمایشگاه !!!!!!!!!!!!!!

به قول همسری این فسقلی نیومده انقده خرج داره بیاد چی میشه !

تا اینجا یه 60 تومن اون  دفعه دادم این دفعه هم فکر کنم با آزمایش و داروم یه 70 این بار

ولی دفعه بعد دیگه دارو ها شروع میشه

یعنی رسما هرچی تو کیفم بود خرج کردم اونجا هم یه پوز نزاشتن که بتونی پول بگیری

موقع رفتن چون همسری سره کار بود و من تنها میخواستم برم بابا منو برد گذاشت و گفت موقع برگشت زنگ بزن ولی من دیدم الان بابام باید مامانمو ببره دانشگاه اگه بیاد دنبالم دیرش میشه و فقط و فقط 4000 تومن تو کیفم بود رفتم آژانس گرفتم و خدا خدا میکردم بیشتر نشه آخه تو خونه ام چک پول بود به درد راننده نمی خورد و خلاصه دردسر میشد ولی از اونجایی که از بیمارستان تا خونه ما راهی نیست فکر نمی کردم زیاد شه

و خدا رو شکر همین قدر شد

بازم دوست دارم از تجربیاتتون استفاده کنم ممنون

| پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ | ۱:۳۱ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

این روزا درگیری عاطفی دارم

میدونین همیشه از ته ته ته دلم به یکی محبت میکنم بعد یهویی چی میشه

هیچی طرف فکر میکنه من موزیم من بدم یا نه اصلا از اول از خوبیام سو استفاده کرده بوده

و تمام مدت داشته نقشه می کشیده

خلاصه که تو کش مکش عاطفی ام

من کلا از اول با برادر شوهر کوچیکه خیلی احساس نزدیکی میکردم خب همکارم بودیم

و چون زنش خیلی بی ملاحظه است و پر افاده همیشه غصه اش رو میخوردم باورتون میشه !!!

هر وامی میشنیدم یا اداره تصویب میشد فوری بهش میگفتم

یا مثلا قبل عید بهش گفتم با پولایی که داری برو آپارتمان بخر یه چیزی هول و حوش ما و گفت نه قیمتها بالا نرفته 0 نگو داره اینطوری میگه که مثلا تو فامیل نپیچه !! و داره صبر میکنه که مادر شوهر ارث پدرش را دریافت کنه و بعد بره خونه بخره

اون وقت ما که عید رفتیم خونشون زنش یه ساعت گریه زاری راه انداخت که این شوهرم درآمدش کمه!!!!!!!!!!

در حالی که کم کم برجی 3 ملیون درآمد داره طرف

نگو همش فیلم بوده

و به خاطر همین با خیال راحت خرج میکردن

اون وقت ما پوستمون کنده شد تا خونه بخریم

مادر همسری که داره میگه وای زودتر این پولو بگیرم بدم بهش خونه بخره!

بعد اون وقت دو ماه تمام موقع خرید خونه ما حتی یه تلفن نزد حالمونو بپرسه همسری زنگ میزد زود قطع میکرد

خودش تو آپارتمان 60 متری تو یه محله خیلی ناجور زندگی میکنه اون وقت میخواد پول بده که این جاری بره یه آپارتمان 120 متری بخره فکرشو بکن چه جوری دیگه اینا برنامه داشتن اون وقت منه احمق چقدر چقدر دلم برای برادر همسری میسوخت که داره پیر میشه و داره بهش فشار میاد نگو طرفمون چه آی کیویی داشته و داره برنامه ریزی میکنه و این چهره ناراحت ظاهرشه خدایا خدایا

وای بچه ها این یه ذره از حرفامه نمیدونین چه آتیشیه تو دلم

اصلا هر چی تعریف کنم باز دلم آروم نمیشه

هرچی ظاهرم بخنده بازم دلم خونِ

اصلا ازش توقع نداشتم

از یکی که 6 ساله فکر میکنم دوستمه فکر میکنم اندازه داداشم دوستش داشتم ولی حالا

****

 

من فکر میکردم فقط شرکت ما خر تو خر شده و اینطوری شده ولی از بعضی از بچه ها شنیدم که جاهای دیگه هم وضع خرابه و وقتی اینو دیدم دیگه خودم فراموش کردم

یه نگاه بندازین ++ بی چاره ها چه حالی دارن

اداره ما هم خیلی گفتن با موافقت همکاران ولی همش چرت و پرت بود خودشون تصمیم گرفته بودن

| سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

قالبم قشنگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این همسریه ها داره میخنده !! بچه گیاشه نیشخند

××××

یکشنبه شب دیدین چقده آسمون قشنگ بود

دیدین چقدر جشن گرفته بود شهرداری

همینطوری صندلی چیده بود تو محله ها و مراسم داشت البته ما یه جا رفتیم تا جای پارک پیدا کنیم همه داشتن میزدن و میرقصیدنا!! اما تا ما رفتیم ملاش به ما رسید!!!

****

زنگ زدم بیمارستان صارم برای آخر این هفته وقت گرفتم

گفتم میخوام دکترمو عوض کنم گفتن باید با قسمت مشاوره ی وقت دهی صحبت کنی

اونام گفتن نه دکترت که خوبه چرا میخوای عوض کنی

منم گفتم خانم این دکتره شما یه کلام نپرسید یا حتی شک هم نکرد که نکنه من باردارم که مشکل پیدا کردم ( از چند نفر پرسیدم و تحقیق کردم گفتند نشانه های بارداری خارج از رحم همینا میتونه باشه که خیلی خطر ناکه البته بی بی چک استفاده کردم خبری نبود خدا رو شکر ) یه راست ازم اون سونوگرافی داخلی رو انجام داد که اگه بارداری خارج از رحم داشتم احتمال مرگم بود !!!!!!!!!!!!

خلاصه که اینو که گفتم مشاوره تایید کرد و گفت من حتما گزارش میکنم و دکتر هم هر کس بخواین بهتون وقت میدم

و چون شما اکثریت گفته بودید دکتر نبوی منم اونو گفتم

گفتم یا صفارزاده یا نبوی یا کرم نیا

گفت خانم دکتر صفارزاده که دیگه اینجا نمیاد!

اگر بخوای در آینده زایمان طبیعی داشته باشی خانم نبوی انجام نمی ده

خانم کرم نیا هم فقط طبیعی !

و من چون اصلا نمی خوام دکترم اصرار بر طبیعی داشته باشه گفتم نبوی

حالا ایشالله پنجشنبه ساعت 11 وقت گرفتم

| دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

پنجشنبه رفته بودم آزمایش بدم یه اتفاقی افتاد

برگشتنی داشتیم یه خیابون فرعی خلوت و که دو طرفست میومدیم بالا

که یه خانمی که از روبرو میومد سره ماشینشو کج کرد سمت ما و یه راست خورد به گل گیره عقب ماشین سمت راننده !!!

جالب اینه وقتی داشت میومد همسری هی بهش چراغ زد حتی پنجره رو داد پایین و گفت خانم حواست کجاست مراقب با...ش ( بنگ ) خورد به ماشینمون زول زول داشت تو چشمای همسری نگاه میکرد و تازه سرعتشم زیاد تر کرد و زد تازه بعدش همسری در ماشینو باز کرد بره ببینه چی شد که خانمه میخواست دنده عقب بگیره بزنه تو درمون

همه اینا رو با یه چهره کاملا حق به جانب انجام میداد

بعدم رو کرد به همسری که هاج و واج داشت نگاه میکرد و گفت : عمله مگه نمی بینی خیابون یه طرفتست

دیگه همسری داشت شاخاش در میومد یه نگاه به تابلو کرد که مطمئن بشه که این خانم چی میگه و دید نه خیابون هنوز دو طرفست و همسری اشتباه نکرده !!!!!!!!!!

بعدم خانمه با پررویی میخواست در بره که همسری دره ماشینشو گرفت و خانمه پیچید تو کوچه

همسری خیلی ناراحت بود هم به خاطر قیافه حق به جانب خانمه

هم به خاطر توهینش

هم به خاطر ماشینش

همم این که زن بود با وجودی که داشت جیغ و هوار میکرد سره همسری همسری اگه بهش میگفت تو میرفت میگفت اگه مرد بودم که باهام نمی تونست اینطوری حرف بزنه !!!

همین زنان که خانما رو خراب میکنن دیگه

منم فقط نشسته بودم و نگاه میکردم میدونستم برم پایین حتما خفش میکنم !ّ

همسری هم هی میگفت خانم مگه من مقصر نیستم چرا فحش میدی بیا پایین زنگ بزنیم پلیس میاد معلوم میشه خانمه هم یه ریز دری وری میگفت

اینجا بود که دیگه همسری فوران کرد !

و چون نمی تونست ( یعنی اصول اخلاقیش بهش اجازه نمی داد که حرفی بزنه به یه خانم ) گفت : عمله و هر چی میگی خودتی برو به جهنم و یه لگد نثار ماشین این زنیکه ( خب اصلا خانم برازندش نبود! ) کرد و اومد نشست و گفت اگه مرد به من این حرفارو میزد الان زنده نبود حیف که زن بود اگر بی ادبی نمی کرد از این که اشتباه کرده و نفهمیده حالا خورده به ماشینم میگذشتم ولی خیلی بیشعور بود

خلاصه که تا شب اعصاب همسری بهم بود و یادش میفتاد میگفت حیف که زن بود اگر مرد بود میدونستم چی بهش بگم

چرا ما خانمها انتظار داریم مثل آقایون باهامون برخورد بشه بعدم اینطوری برخورد میکنیم

چرا آبروی خوردمونو میبریم بعد از مردا طلب کار میشیم که چرا حرمت ما رو نگه نداشتن !؟

مطمئنم اگه یه راننده تاکسی جای همسرم بود خانمرو میکشید پایین و بدون در نظر گرفتن این که خانمه به خاطر فحش هایی که میداد میکردش تو جوب!

ما باید خودمون حرمت خودمونو نگه داریم و خانمانه برخورد کنیم وقتی اشتباه کردی چه اشکالی داره بپذیر و خسارت رو میدی و تموم میشه اگه محترمانه بیای پایین و بگی ببخشید آقا / خانم متوجه نشدم تماس بگیریم افسر بیاد و خسارتو پرداخت کنیم چی میشه مگه ؟!به خدا افراد نمی تونن در برابر برخورد محترمانه غیر محترمانه برخورد کنن ( حالا سوای یه سری افراد خاصی که بی تربیتن ) اما خب اگه مثلا طرفمون مقصره (( یعنی اگه همسری مقصر بود )) این فرق میکرد حق داشت تند شه

البته به قول همسری الان رفته پیشه دوستاش میگه مرتیکه اشتباه کرده بود تازه طلب کارم بود خندهاگه مردم بود میتونست این برخورد رو بکنه

خلاصه که دوستان بیایم همیشه خانم باشیم

| چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ | ۸:٥۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

دلتنگم

میخوام خودمو شاد نشون بدم ولی ظاهرا نمی شه

سعی میکنم خوب باشم شاد باشم ولی!!!!!!!!!!!

دیروز همسری گ ز ی نش داشت !

برای شرکت یعنی طرف سایز لباس زیره اینم پرسیده بود واقعا که من حق میدم که مسائل سیاسی بپرسه به هر حال هر بدنه اجتماعی دوست داره که افراد با خودشون در مسائل سیاسی در یک راستا باشن ولی اعتقادی خدا هم گفته در دین هیچ اجباری نیست بعدم دیگه یه چیزایی بین خود آدم و خدای آدمه آخه هیچ کس حتی پیغمبر نمی تونه سئوال کنه

که مثلا نماز قضا داری؟

خدایا

| سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

فعلا اعلام کردن که قضیه انحلال شرکتمون شایعه بوده !

البته فکر کنم این بار از عکس العمل بچه هایی که 7 ماهه هی این قسمت و اون قسمت شدن و تا دیروز صداشون در نیومده بود ترسیدن وقضیه رو عقب انداختن

چه میدونم والا شرکت داریم ما!!

یعنی میشه همسری موقعیت مادیش بهتر شه من دیگه نیام سره کار !!

البته با وضع گرونی که روز به روز هم داره گرون تر میشه نمی دونم این کارم به صلاح یا نه ولی واقعا دیگه خسته شدم

××××

دیروز رفتیم هایپر استار

اوضاع خیلی بهتر شده بچه ها دیگه خبری نیست من تا 30/5 اونجا بودم بازم خوب بود و همه راحت اومده بودن خیالتون راحت پولایی که باید صاحب هایپر میداد رو ظاهرا داده و امتیازاتی هم براشون قائل شده اونام دیگه بی خیال شدن رفتن

| دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

خب به سلامتی امروز اعلام شد که همین شرکتی که ما توشیمم باز منحل شد

یکی به من بگه معلومه تو این مملکت چه خبره !

خدا رحم کرده یه ش ر کت د . و.ل.ت.ی هستیم !

یعنی بازم آوارگی !

امروز دیگه بچه ها قاطی کردن از این برنامه حساب کن 900 نفر رو هوان!!!!!!!!!!!!!!

بگذریم چهارشنبه رفتم  طب سوزنی !

دکتره یه کمی براندازم کرد و یه نیم ساعتی باهام حرف زد و بعد گفت که باید بری آزمایش بدی ببینم تو بدنت چه خبره که اول علت رو برطرف کنم بعد شروع کنم به چربی سوزی بدنت

بعدم گفت چندمین روزه خاله پریه !

گفتم دو روز دیگه میاد گفت برو مهمون داری کن بعد که رفت بیا

منم اومدم بیرون و پنج شنبه صبح گفتم برم میلاد آزمایش بدم خب مجانی میشد 40 تومنم 40 تومنه رفتم تظاهرات بود

انقده شلوغ بود حد نداشت

تازه من باید میرفتم درمانگاه میدادم آزمایش روبرام بنویسه

شماره هم گرفتیم ولی دیدیم اصلا نمیشه نشست

بلند شدیم و اومدیم بیمارستان پارس و 38 هزار تومن ناقابل ازمون گرفتن +یه آزمایش اونم چه آزمایشی !! 5تا لوله آزمایش !!!

خلاصه با سر گیجه و بد بختی اومدم خونه  که دیدم به به خاله پری هم که تشریف فرما شدن !

خلاصه همسری شروع کرد به پذیرایی ازم و پسته و کباب و غیره !!

تا یه کمی حال اومدم تازه فهمیدم چه کردم چون اون دکتره که تو بیمارستان صارم رفتم هم بهم گفتش که باید روز سوم خاله پری بری آزمایش بدی!!!!!!!!!!! این یعنی شنبه هم باید یه آزمایش خون هورمن میدادم !!!!!!!!!!!!!!!

بیچاره فلفل بانو

دیروز هم آزمایش دادم ولی دیگه نیومدم سره کار فکرشو بکن کم خون که بودم دو بارم خون دادم خاله پری هم که بود !!!

اینم از این خلاصه

| یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠ | ۸:۳۳ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

دیروز رفتم آرایشگاه حسابی به خودم رسیدم ( جهت حفظ روحیه برای شرایط بد کاری و دوست جونی که حالش خوب نیست و اینا )

یه رنگ لورآل 91 گرفتم که رو موهای من چون رنگ موهای خودم بود یه قهوه ای دودی شیک در اومد و سره موهام که روشن بود رو رنگ ساژ کرد یادتونه که بلوند کرده بودم همونه دیگه دکلوره است هنوز!

بعد دیگه موهامم که مثل دم اسب شده بود را هم حالت دادم و حل شد شدم یه خانم شیک !

الانم که تا یک ساعت دیگه طب سوزنی شروع میشه سبز

 

| چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام

برای فردا وقت گرفتم برم طب سوزنی

رفتم یه عالمه تحقیق کردم و متوجه شدم بعضی از این طب سوزنی ها الکی اند و فقط از این رژیم مزخرفایی که کرمانی میداد و سطح کالری و میاورد پایین و بعد که لاغر میشی بیچاره ای دیگه اینا اند ولی بعضی ها که من رفتم از انجمن طب سوزنی ایران ( تون اینترنت هست سرچ کنید ) پیدا کردم رژیمی میدن که سوخت و سازت بره بالا و همراه با طب سوزنی

البته بازم بستگی به بدن داره برای بعضی ها اصلا تاثیر نداره ولی بعضیها اگه دو ماه برن دیگه میفتن رو قلطک و همینطور وزن کم میکنن ایشالله که من از این دسته باشم

خانمی که رفته بود میگفت در عرض سه ماه شده خیلی ها 30 کیلو هم کم کردن

| سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام دوستای گلم

این روزا حاله خوبی ندارم

چون یکی از بهترین دوستام مریض شده

نمی دونم چشه فقط میدونم چون تو یه شهر دیگست دارم از ناراحتیش دیوونه میشم

تورو خدا براش انرژی مثبت بفرستید

 ***

یه کاری دارم میکنم میخوام از برم طب سوزنی برای لاغری!!!!!!!!!!!

گفته یه روز در میون باید بیای و هر جلسه 20 تومن کم کم 25 -30 جلسه باید بیای

خیلی ها رو شنیدم که جواب داده امیدوارم برای من هم همین طور باشه تازگیا پاهام درد میکنه

حساب کردم کم کم باید 600-700 خرج کنم ولی چاره ای نیست

| یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام دوست جونم !‌خب وقتی فقط یه نفر برام کامنت گذاشته یعنی یه دوست دارم دیگه که اینجا رو میخونه !

دیروز طبق برنامه ی نی نی دار شدن بود گفتم

رفتم بیمارستان صارم ( بیمارستانیه که فقط زنان و زایمان هست ) برای معاینه و مشاوره با پزشک

درمانگاهش خیلی هر کی هر کی بود فکر کنم ! یعنی ساعت 4 که وقت دکتر داشتم 6 رفتم تو و تا سونو اینا تموم شه 7 بود

دکتره هم باید از زیره زبونش با زود حرف میکشیدی بیرون معاینه میکرد و داخل پروندم مینوشت !

تازه یه سونو دردناک هم انجام داد

فعلا آزمایش خون نوشته تا بعد

ولی یه چیزه دکتراش خوب بود فوری موبایلشونو مینوشتن میدادن به آدم

نه که مثلا بگه بیا مطبما

نه

منظورش این بود که هر وقت کار داشتی تلفنی در خدمتم

(مطابق با این قضیه که مادران باید همیشه با دکترشون در تماس باشند هروقت که خواستن!)

ولی من دیگه سری بعد میرم مطب خانم دکتر

راستی کسی تو اون بیمارستان دکتره خوب میشناسه که قابل اطمینان برای زایمان هم باشه !

| چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

فردا مهمون دارم همون دوستای همسری

یادتونه که چند بار براتون تعریف کردم

دیگه تدارک خاصی نمی بینم

حالم از افاده های الکی و پوچ

تازه آمده ها و زود راه افتاده ها

و رفتاری که اصلا دوستانه نیست و به قول خودشون نپسندیدن منی که همه جوره ازشون سرم ! و افاده برای من ! نمایش تیپشونو نمی دونم چیشون که برای من خیلی هجو

بگذریم منم حرف دلمو برای شما نگم به کی بگم

به هر حال حس بدم رو باید بگم دیگه

خلاصه که امشب میرم هایپر خرید وبعد فردا صبح خونه رو تمیز میکنم و دسر و غذا آماده میکنم

برای فردا میخوام از هایپر خورشت قیمه بادمجان بگیرم

خودم برنج بزارم

سالادم سالاد کلم درست میکنم

با پودینگ توت فرنگی

ولی موندم لازانیا درست کنم یا پاستا اینو راهنماییم کنید مرسسسسسسسسسسسسسسی

| چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |