Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

الو  الو امتحان میکنیم

من فلفل بانو هستم و با اینترنت شرکت وصل شدم

ههههههههههههههورا

به هر حال اون اتاقرو اون خانم ها خالی کردن و من و  به همراه 4 نفر دیگه وارد این اتاق شدیم

البته اتاقه نسبتا بزرگه ها

ولی خب خیلی فشرده نشستیم

بگذریم

اوضاعم تقریبا خوبه

به هر حال انرژی مثبتاتون بهم میرسه دیگه

چند وقتیه یعنی از عید به این ور دل من و همسری نی نی میخواد هنوز موفق نشدیم یعنی نرفتم دکتر که بخوام پیگیری کنم

از تلاش برای لاغر شدن هم خسته شدم نمی دونم چی میشه ولی بدون هیچ تلاشی اعم ازدکتر و غیره خودم رو سپردم به سرنوشت البته یه چیزایی از لحاظ رژیمی دارم رعایت میکنم ولی زیادم به خودم فشار نمیارم

ولی اگه الان نی نی داشتم تواسترس های این چندوقته خل شده بود !

| دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام

فکر کنم من یه هفته ای باز نباشم

این مدت حسابی آمار کشور رو جابجا کردم !

آخه یه عالمه کتاب خوندم تا سرم گرم بشه و تازگیا خوره مطالعه شدم خلاصه آمار مطالعه کشوری را بالا بردمخنده

کلا دارم سعی میکنم تحولی در خونه ایجاد کنم

سعی میکنم یکمی این تی وی رو خاموش کنم و باور کنید زندگی جریان بهتری داره البته اگه گاهی این شوهر خان بزاره !

دوستام دعام کنید

| سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

از پله ها که میای بالا یه راهروی درازی رو پیشه رو داری که هر طرفش ۶ تا اتاق داره

دست راستت اولین اتاق آبدار خانه است و اولین اتاق در دست چپت یه اتاقه که هنوز نیروهای قسمت قبلی که تو این راهرو مستقر بودن توشن و خالی نکردن

همه اتاق ها رو مدیرم به نیروهای واحد جدید داد و همه از همه جا اومدن و مستقر شدن

و من رو فرستاد تو همون اتاق اول در سمت چپ بین نیروی های قسمت قبلی که فعلا میزم رو بزارم اونجا تا اونا اتاق را خالی کنن برای نیرو های جدید !

حالا من از ساعت ١٠ ( اونا تازه ساعت ١٠ میان ! بگذریم که تا ساعت ١٠ من چه آوارگی میکشم ) من داخل اون اتاقم همراه اونا ... حالا اونا کی هستن یکیشون برادر زن مدیر عامل شرکتمون ! و یه آقا که نمی دونم اونم نمی دونم چی کاره اونه ! و دوتا خانم که یه سال از من بزرگترن

یکیشون یه چند ماهیه عروسی کرده و اخلاقی خیلی نزدیک بهم داره

ولی اون یکی بچه مرند و از اول هم فهمیدم که خیلی با من فاصله داره

ما بین حرفاش گفت که من به هیچی اعتقاد ندارم خدا و پیغمبر و غیره !! من هم گفتم من حق دخالت تو اعتقاداتشو ندارم به خودش مربوطه تا زمانی که ما رو تحت تاثیر قرار نده و آزاری برای من نداره به من چه ! خدا میدونه و خودش

فیلمنامه مینویسه میآورد و برای سرگرمی میداد من میخوندم

تمام تخریب اسلام رو توش میدیدم نماز و اذان رو همراه خرافه میکرد و امروز باهاش مطرح کردم و سئوال کردم چرا اینا رو همراه میکنی گفت نماز خرافاته!

بازم سعی کردم بگذرم

تا ساعت یک داشتم قران میخوندم شاید از بیکاری شاید هم از روی اینکه به انرژی که خدا بهم میداد احتیاج داشتم وگرنه اصلا سره کار عادت به این کار ندارم که یهو بهم گفت من اعتقادی به قران ندارم به نظرم کسایی که قران رو میخونن و قبولش دارن خرافی هستن ! یعنی صاف نشونه رفت تو بیشترین اعتقادم

یکمی قاطی کردم ولی گفتم خب بهتره متقاعدش کنم چرا باید قاطی کنم

گفتم ولی خانم فلانی من ایمان دارم چون هرچی توش گفته واقعیه بعدم کتاب الهی همه قبول دارن من مثل ١٣٠٠ ساله پیش قبولش ندارم من مثل الان قبول دارم الان برای قبول رد هر چیزی میشه تحقیق کرد

گفت نه منبع تحقیقاتم میتونه دست کاری شده باشه

گفتم قبول دارم ولی منابع من منابعی نبوده که بخوام شک کنم

و خلاصه براش کلی مثال زدم از ارابه های پیدا شده در کف رودخانه ای که حضرت موسی رد شده تا شق القمری که ناسا تائید کرده تا این که بابا به عربی که هنوز بعد از ١٣٠٠ سال بهترین چیز براش پایین تنست نمیشه وعده ای بهتر از حوری داد تا ... الا آخر و بالاترین انرژی رو داشتن کلمات و در این که چون اعراب اون زمان محتاج ترین قوم بودن برای هدایت به زبان عربی بوده تا هر چی

و در آخر گفتم من دلایلمو برای قبولش گفتم خب حالا شما به عنوان یه فرد تحصیل کرده علت قبول نداشتن و خرافات بودنشو بهم بگو

گفت قبول ندارم نمی گم تو درو غ میگی میگم از روی خرافه قبولش داری!

گفتم بابا اینی که تو میگی که خرافه تره ! بی دلیل بگی من قبولش ندارم !

کفرم در اومده بود از این که باید پیشه کسایی بشینم که تو همه کارم دخالت کنه و تازه زیره سئوالم ببرتم

نمی دونم چی شد که انقدر در کار م دچار پیچیدگی شدم خدایا کمکم کن

| یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠ | ٦:۱٦ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

وای سلام

چه دختر خوبی ؟

چقده میاد نتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!!!!!!!!!!

چه زود به زود !

خب از خونه کانکت میشم اداره که هنوز رو هواست

گاهی دلم میگیریه گاهی به خودم دلداری میدم

گاهی مقاومتم و استقامت زیاده و خودداری میکنم ولی کلا خیلی اوضاع بده

هر دقیقه یه خالی بندی مدیره در میاد نمی دونم دیگه چه خبر فقط نشستم و هیچ کاری نمیکنم و توکلم رو دادم به خود خدا

 

| شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام چقده دلم تنگ بود براتون

یه اتفاق به ظاهر بد افتاده !

میگم به ظاهر چون میدونم هر اتفاقی بیفته حتما خیری درش هست

بعد از این که رئیسم منو با خودش به واحد جدید برد و وقتی دو هفته من و رئیسم و منشی رئیسم اونجا تنها در وسط یه عالمه کارگر اعم از نقاش بنا برق کشی سیم کش لوله کش شیشه بر و ... به سر بردیم نیروهای جدید اومدن

و خیلی جالبه به علت کوچک شدن چارت شرکت جدید یه خانم که کارمند رسمی شرکت ما بود با زیرآب زنی  از من ! پست من رو برای خودش کرد و من موندم سر گردان

البته کله شرکت الان سر گردانن ! هیچکس نه جا داره نه معلومه کجاست همه وسط محوطه شرکت ولو ان همه جا بناییه من نمی دونم آخه ساختمونای قبلی چه فرقی داشت !هان ؟

مثلا یه دیوارو میکنن ده سانت میبرن جلو !

یا رنگ کرم دیوارو میکنن استخوونی!

اصلا بساطی داریما دیدنی

خلاصه من باید یه جای دیگه برم البته انداختم گردن رئیسم گفتم این خریه که خودت بردی بالا بوم خودتم باید بیاری پاییننیشخند

خلاصه که این شرکت ما هم با این حال که دولتیه  ولی نمی دونم خاکشو از کجا ورداشتن که انقدر توش مصیبته

انقدر دوست دارم بمونم خونه دیگه خسته شدم ولی مملکت که اوضاعش معلوم نیست اگه خیلی گرونی بشه همسری از پسش بر نمیاد

انقدر این جاریم که تو خونست هی گفت وای تو کارمندیو اینا با اون چشمای بخیل و شورش که یه ساله کارم پیچیده و کلافیه که انگاری باز نمیشه

خدایا مممممممممممددی

راستی من هدیه روزه زن و تولدم یه لپ تاب کادو گرفتم البته بیشتر دست خوده همسریه نمی دونم چرا !!!!!!!!!!!

دوستون دارم برام دعا کنید از تو موبایلم میخونمتون تورو خدا فراموشم نکنید هستم

 

| چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠ | ٧:٢٢ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |