Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب من اومدم

وای که چقدر این مردمان محلات با محبت و مهمون نوازن

خیلی خوش گذشت انقدر دیگه توی این دو روز تحویلمون گرفتن که خدا میدونه

ولی چقده خونه هاشون قشنگ بود یعنی انگاری از تو ژرنال در اومده بود دکوراسیونشون !!

ولی از عروس خانم بگم که تصور من از حرکاتش این بود که فقط به خاطر این که بیاد تهران با داماد ازدواج کرده !

ظاهرش بد نبود ولی از برخوردش زیاد خوشم نیومد

به گفته خوده خانواده دوست دیگر همسری - که محلاتی بودن - و ما این چند روز بهشون زحمت داده بودیم میگفتن محلات جای بسته ایه و دخترایی که مثل این دختر فکر میکنن کمتر طرفدار دارن!!

ولی انقدر آرایشش و موهاش قشنگ بود که حد نداشت

خلاصه که از این دخترایی بود که فقط فکر کلاس گذاشتن و اینا بود

مثلا اون یکی دوست همسری که محلاتی بود ما رفتیم خونشون ( با این حال که خانواده اش کلی از خانواده عروس خانم با کلاس تر بودن انقدر صمیمی بودن که حد نداشت طوری که من دیگه اعتقاد دارم مردم محلات کلی صمیمی و خاکی هستند ) ولی این عروس خانم انگاری از دماغ فیل افتاده بود در حالی که خانوادش از اونا هم پایینتر بود !!!

فکر نکنم باهاش بتونم رابطه ای داشته باشم

خب اینم از عروس خانمی که به ما نشونش نمی دادن

ولی در عوض کلی دوستای جدید و آشناهای جدید تو محلات پیدا کردیم که کلی صمیمی اند نیشخند

 

| دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

به به دوستای گلم این پست هیچی توش نداره

فقط امروز میخوایم از طرف اداره بریم راه پیمایی برای قرآن

البته من معتقدم که اصل روح  قرآن و برنامه زندگی بودنش نه جسمش ولی باید رفت

چون به هر حال قرآنمونه باید بریم یه جورایی بهمون بر خورده مسئله خیلی فرامرزی تر از این حرفاست خلاصه که از ساعت ٩ Frie هستیم چشمک

امروز برای این پینوشتها نوشتم راستیتش

پینوشت ١: الهام جون من ازش راضی نبودم , از مامان آرش , آرزو جون سئوال کن اون آتلیه خوب زیاد سراغ داره

پینوشت ٢ : فرزانه جون من برات ایمیل زدم ولی هیچ ایمیلی ازت دریافت نکردم میشه مشکل رو خصوصی برام بزاری ممنون

پینوشت 3 : دیشب برای بار دوم خواب سیندخت دیدم ( دختر من چقدر ندیده عاشقتم آخه تمام فکرم درباره تو و افکارته ! ) تازه اینسری خواب خواهرشم دیدم ( داشتم مثلا با خواهرش تلفنی حرف میزدما ولی میدیدمش ! خواهرش داشت در حین اتو کاری با تلفنم حرف میزد !

| چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ | ۸:٠۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

دیروز تا رسیدم خونه یعنی ٤:٣٠ شروع به آشپزی کردم ( آخه همسری کاری داشت و دیر تر میومد خونه ) میخواستم سوفله مرغ و قارچ درست کنم سبز

يه عالمه ظرف هم توي ماشين ظرفشويي بود كه شسته شده بود بايد در مي اوردم تا اين ظرفاي كثيفي كه براي ديشب و غيره بود كه توي سينك تنبار شده بود ميرفت براي شست شو

تند تند كارامو كردم و مرغ رو هم گذاشتم پخت

خدا رحم كرد من اين سوفله رو براي مهمونا درست نكردم ( نسيم جون ياده مامانت افتادم كه هميشه ميگه اولين بار هيچي رو براي مهمون درست نكن )

واي براش 100 تا ظرف كثيف كردم و كلي زحمت كشيدم آخر سر مزه هيچي نمي داد !

باور كنيد

البته من زياد بدم نيومد من با يه عالمه سس قرمز يكميشو خوردم ولي همسري اصلا نخورد و همش راهي سطل زباله شد

ساعت 8 بود كه همسري فيلم گاو خوني رو گرفته بود كه ببينيم و تا گذاشت 10 دقيقه از فيلم نگذشته بود كه نكه منم خيلي هنر فيلمي حاليم ميشه با داستاني كه بهرام رادان تعريف ميكرد همچينه خوابيدم كه توپم بيدارم نمي كرد و جالب اينه كه مني كه فقط روي تخت خودمون خوابم ميبره روي كاناپه براي اولين بار همچين راحت و سنگين خوابيدم انگاري تو تختم بودم !!

خلاصه اگه روزي روزگاري شب بي خواب شدين اين فيلمو بزارين باور كنيد همچينه قشنگ داستان براتون تعريف ميكنه كه غش ميكنيد نیشخند

خلاصه ساعت 10 بيدار شدم چون دوست همسري ميخواست برامون كارت عروسيشو بياره

شنبه عروسيشه

البته محلات نیشخند

براي همين عروسي رفته بودم كت و شلوار خريدم ديگه ! نگفته بودم ؟

ولي يه چيزه كارته خيلي عجيب بود

يه شعري كه نه رديف داشت نه قافيه و ... توش نوشته بودن

بعد زيرش اسم كوچيك هر دو رو نوشتن ( حالا كسي فاميلشون ندونه خب اينطوري بد نيست ! به نظرم حداقل فاميل داماد بايد ذكر ميشد ) بعد زيرشم نوشته بود 27/6/89 تالار ... يعني نه ساعت داشت نه آدرس تالار !

به نظرتون براي شما هم عجيب نيست ؟

بعد عجيب تر اينه كه ما هرچي تا الان تلاش كرديم خانمش و بهمون نشون نداده !

ديروزم ماشينشو سره خيابون پارك كرده بود و پياده اومده بود و چاخانكي گفت كه خانمم همرام نيست در حالي كه همسري رفته بود تا سره كوچه راش بندازه ديده بود كه زنش تو ماشين نشسته يكمي پايينتر!!!!!

البته تو تاريكي بوده و چيزي از خانمش نديده بود فقط تشخيص داده بود كه يه خانمي هست تو ماشين !خلاصه كه بريم ببينيم خانمش چه شكليه

احتمالا جمعه راهي ميشيم به اميد خدا

بعد از رفتن اونا ديگه منو همسري هم اساسي گشنمون بود چون همسري كه اصلا نخورد منم يكمي از اون سوفله تونستم بخورم

بخاطر همين يه املت فوري درست كردم و با همسري خورديم

حالا امروز ناهار ندارم با وجود اينكه دو مدل غذا ديشب درست كرده بودم

خيلي خسته ام نميدونم چرا خستگي نشسته به جونم فكر كنم به خاطر انرژي منفي اتاقمونه تو محل كار

| سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

بابا جان من یه چیزی میخوام که خودش متوجه نشه ولی به مرور مثلا تا ظهر لباسش بو بگیره از صندلینیشخند

| دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٤٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

به نظرتون آدم چطوری میتونه یه کاری بکنه که طرف وقتی میشینه روی صندلیش صندلیش یه بوی بد بده ؟شیطان

یعنی من میخوام یه کاری کنم که رئیسم میشینه رو صندلیش صندلیش گرم شدنی بوی بد بده ( صندلیش چرمیه ) نیشخند

و به این طریق حالش جا بیاد قهقهه

دسته خودم نیست همش دوست دارم با این شیطنت ها سرمو گرم کنم تا حداقل بهشون بخندم و ایضا دلم خنک شهشیطان

کسی از این تجربیات داره ؟ فکر کنم مموی عطر برنج داشته باشه پلیز لطفا

در این برهه زمانی پیشنهاد هر گونه شرارتی و بلا سره این موجودات خبیس آوردن رو می پذیریم نیشخند

| یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

خب اینم عکس های مهمونی که قولشو داده بودم

میزه شام البته دستمال سفره ها رو پسره برادر شوهری یکمی جابجا کرده ها

تزئین سالاد ماکارونی از نزدیکتر!! معلومه قارچه ؟! کلی با این تیکه حال کردن

از ژله ام هم از نزدیک ننداختم اونم سه رنگه در حد فاصل هر رنگ هم میوه چیدم خیلی خوشگل شده بود

میز شام از زاویه دیگه

 

میزه شام از زاویه باز تر !! و البته چند دقیقه بعد!

از میزه افطارمونم عکس دارم ولی نمی دونم چرا تو کامپیوتر نمی تونم پیدا کنم البته فقط در اون عکس چیدمان بشقابها هست چون هنوز چیزی آماده نبودنیشخند

 

 

| یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ | ۸:٠٥ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

وای خدا مردم تا بیام اینجا بنویسم دلم چقده براتون تنگ شده بود

پنجشنبه مهمونیم به خوبی برگزار شد

براتون عکس میزارم از میز شاممون

همسری کلی کمکم کرد دستش  واقعا درد نکنه ولی باورتون نمیشه تا همین دیروز داشتم وسایل پنجشنبه رو جابجا میکردم

فعلا برگشتم بازم همون جای قبلیم نشستم کارامو خیلی محدود انجام میدم تا خودشون بگن نمی خوایمش

وبعد جابجا شم

دعام کنید خیلی روزای سختی رو دارم پشت سر میزارم

دیشب رفتم رستوران خانه کوچک تو وبلاگا خونده بودم که گارسوناش خیلی بد برخورد میکنن و پر رو ان قبل رفتن به همسری گفتم باور کنید همینطوری بودن ولی غذاهاش خوب بود

نمی دونم این دیگه چه مد شده هر رستورانی میری کلی باید تو صف وایسی !!!

 

| دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام من الان تو اتاق همسری هستم و دارم آپ میکنم این چند روز خوندموتون اما از موبایل و نمی تونستم براتون کامنت بزارم

یکشنبه پیش دهنم جراحی شد

نمی تونم بگم چقدر حالم بد شد

دو نفر نیم ساعت تو دهنم بودن!!!

این شلنگ ساکشن مثل شیلنگه کیسه خونی که وصل میکنن توش خون میرفت!!

دکترههی دو دقیقه یهبار میگفت خوبی!!

داشتم میمردم ولی میگفتم خوبم ولی دیگه به بخیه که رسید حالم بد شد وطاقتم تموم شد

تا توی حلقمو شکافته بود و دو روز خیلی سخت رو بعدش داشتم

کار شرکتمم که حسابی قاطی پاتی شده

امور اداری یه جانشین جام معرفی کرده یه اقا

حالا این خانم هم اتاقیم که فهمیده من چه سکرت عمل کردم و اون متوجه نشده از سوزش فراوان گفت نه بگین جاش خانم بفرستن ( انگاری حمامه !! ) رئیسمم گفت بشین پیشه این آقا بهش کار یاد بده

از اونورم گفتن رئیست برای ما نامه ننوشته یعنی چی دوتا نیرو خواسته !!

منم گفتم به من چه که به کسی که شما نمی خواین کار یاد بدم مگه خلم دور از جونم نیشخند

منم دیروز اصلا نیومدم سره کار دادم کارتمو همسری زد

من موندم خونه مگه آواره ام که بیام اینجا و حرص بخورم ؟

نشستم خونه و چون اونا میخواستن حرص بخورم ( چهارشنبه خیلی حرصم دادن ) حرص نخوردم نیشخند

دیگه که اساسی تو رو خدا توی این روزادعام کنید

امروز بعدازظهر هم وقت دکتر چشم پزشک دارم چشمام افتضاح ضعیف شده

راستی این پنجشنبه هم برادرشوهر سومی رو افطار دعوت کردم

برای اولین بار شام و ناهار میاد خونمون

افطاری میخوام حلیم بگیرم با نون و پنیر و خرما و سبزی و مربا بزارم

شامم فسنجون - کشک بادمجون و زرشک پلو با مرغ همراه سالاد ماکارونی وسالاد کاهو بزارم خوبه ؟

| یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |