Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب این چند روزه هی داشتم میشستم و جابجا میکردم فقط مونده تختمونو وصل کنیم

راستی مبلهامم فروختم

وقتی شنیدم سیندخت هم مبلهاشو  فروخته یکمی دلم قرص شدکه نه یه تازه عروسه دیگه !! ( مگر اینکه من خودمو و سیندخت رو با ٢ الی ٣ سال ازدواج تازه عروس بدونم قدیم بعد از دو سه سال منتظر بچه دومشون بودن و اساسی کهنه شده بودن )

هم مبلهاشو عوض کرده

بگذریم که چه تیکه هایی از خانواده شوهر بابت مبلها نوشه جان کردم

مبلهای ٩٠٠ تومنیمو خواهرشوهری تو روم گفت ٢٠٠ تومن خریده بودی؟!

ای بابا جای دستتون درد نکنی بابت اونهمه وسایلم که بعد از دوسال داریم یه چیزی برای خونه میخریم

بگذریم

یه ال از چوبکده گرفتیم که دیگه اساسی رفتیم زیر بار سنگین

یاده مستانه می افتم که میگفت مثلا یه ١٠ هزار تومن فقط ته حسابم مونده اینا منم الان همین حال رو دارم

ولی خونمون خیلی گوگولی شده به هر حال بعد از دوسال تازه خونمون شبیه خونه تازه عروسها شده !!!

یعنی شبیه اون آپارتمانی  شد که دوست داشتم توش جهیزیه ام رو بچینم

خدایا شکرت

مرسی همسری دیر به آرزوم رسوندی ولی به هر حال رسوندی

| چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩ | ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

با خوندن متن هلیا منم دلم خواست یه روز رو که آرزو دارم از صبح تا شب بنویسم

صبح ساعت 7:30 بیدار میشم ( چون همیشه دوست دارم هر وقت دلم میخواد بیدار شم نه از اجبار کله سحری ولی دوستم ندارم تا لنگ ظهر بخوابم ) بعد از یکمی به خودم میرسم و صبحانه آماده میکنم همسری رو بیدار میکنم و میرم تو اتاق خواب پسرم بیدارش میکنم  همراه هم صبحانه میخوریم و بعد همسری میره شرکتش و ساعت 8:30 من خودم و پسرم و آماده میکنم می ریم بیرون پسری رو میبرم کلاسهای خلاقیت و زبان و  غیره که تا ساعت یک اونجا باشه بعد میرم باشگاه تا ساعت 10 بعد ( توجه داشته باشید که خونمون تو زرافشان شهرک غرب و باشگاه هم دقیقا سره خیابونمونه) میام خونه دوش میگیرم میرم خونه مامانم اینا تا ظهر میشینیم پیشه هم اگه خریدی داره با هم میریم انجام میدیم

وای خیابون های خلوت و سکوت هم آرزومه

بر میگردم پسری رو برمیدارم میام خونه با هم ناهار می خوریم یکمی حرف میزنیم وای هوای پاییزی و آفتاب بامزه اش هم در نظر داشته باشید که چطور تو حیاط باغمون حاکمه

یه چرتی با پسره میزنم بعد با همسری تلفنی حرف میزنم با پسری بازی میکنم یه شام خوشمزه درست میکنم همسری ساعت6 میاد خونه  بعد از خوردن یه چای کنارش هر سه آماده میشیم من یه لباس خوشگل میپوشم با یه کفش سفید پاشنه بلند آرایش میکنم لاک میزنم و میریم بیرون یکمی لباسهای گرون و خوشگل میخرم و بدون خستگی و استرس برمیگردیم خونه و شام میخوریم

شب بعد از خواب پسری خودم و همسری کنار شومینه میشینیم و از پنجره رو به حیاط که پرده هاش کاملا کنار کشیده شده و داریم نم نم بارون رو نگاه میکنیم نسکافه میخوریم و از روزمون برای هم تعریف میکنیم

تمام سر انگشت های نوازشش رو حس میکنم وای چقدر باکلاس و آروم و شیکه!

بعد اگه حالشم داشتیم مهربونی هم حتما بعدش هست

فردا روزه کارگره چه خوبه که همه جارو تمیز میکنه و همه چیز سره جاشه !

| یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ | ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

وای سلام دوستای گلم

خوبین

من این چند روزو فقط و فقط داشتم کار میکردم اون اتاق رو ریختیم بیرون و شروع کردیم به تمیز کاری و همه کابینتهام جابجا شد ولی چون صفحه روی کابینتها مشکل داره همسری گفته باید عوضش کنی حالا باید طبقه اول کابینتهامو خالی کنم تا عوضش کنه

دیروز به عنوان یه سر کارگر وایسادم تو خونه که تاسیساتی ها کارای نیمه تمومشونو تموم کنن

بنا بیاد خرابکاری تاسیساتی ها رو درست کنه

و نقاشم بیاد درها رو رنگ کنه و بعضی جاها که کجکاری داشت و قبلا خشک نشده بود و رنگ کنه

منم هی راه رفتم خودمو مالیدم اینور و اونور و رنگی شدم هی نقاشه با تینر پاکم کردنیشخند

بعد همسری اومد اونم رنگی شد بعد اونو پاک کرد

خلاصه که این پیمانکاره هم هی این وسط راه میرفت و هی میگفت پولم تموم شده آقای همسر خان بهم پول برسونه !!
حالا خدا رحم کرده بود میخواستیم چکی باهاش حساب کنیم وگرنه دیگه چقدر میخواست ازمون پول بگیره

سرتونو درد نیارم به ما گفته بود با 5/6 میلیون تمومش میکنه با احتساب این  که خودمونم کاشی سرامیک بخریم و بهش بدیم اون فقط کابینت و کاغذ دیواری و بنایی کنه با پاکت و حالا سر از 10 میلیون زده ! خب ما گفتیم 2 میلیون کابینت 5/1 پاکت 5/1 کاغذ دیواری یه 5/1 بنایی و لوله کشی !!

اما الان دهن باز کرده خرج در حد تیم ملی

خلاصه که الان اوضاعیه تو خونمون

هیچ کسی که به دادم نرسید مامانم که سختشه بیاد از پشت جبهه کمک میکرد

اما بابام حسابی کمکمون کرد اگه نبود نمیشد

دیگه بازم طبق معمول یه سری افراد که معرف حضور هستن اصلا نیومدن ببینن برادرشون مرده زندست اصلا بابا وسط روز بیان یه سر بزنن الکی زناشونو بهونه کردن

مادر شوهری هم مریض و غیره بماند نمی تونست یه شب بگه بیاین اینجا بمونین خودتون آشپزی کنید

حالا اگه دعوتش میکردی با مخ میومد 10 روزم میموند اونوقت دیگه مریض نیست

چی بگه آدم که همسریمم دلش خیلی پره ولی به قول مامانم چی کار کنه خب

اولش دلم خیلی پر بود آخه خانواده شوهرم همیشه توقع دارن که زنگ بزنی ( توجه کنید نرین ها زنگ بزنین ) حالشونو بپرسین دعوتشون کنید و غیره الکی هم بین عروسها رقابت ایجاد میکنه که بیشتر بهش برسن

ولی مامانم گفت ولشون کن توام اندازه خودشون باش چرا هی حرص میخوری و سره همسریت غر میزنی این چی کارکنه اونا انجام نمی دن اینم مثل تو

خودشم میدونه اونا کم میزارن چرایی نداره

ولی جالبیش اینه که تو این همه گرفتاری ما تازه زنگ زده بودن به همسری ما هیچی تو خونه نداریم بیا ما رو ببرخرید!!!

ای بابا بخواب بگم باید تا صبح بگم

ولی از این به بعد منم مثل خودشون میشم ( یعنی میتونم ! )

| یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

خب بنده اومدم

وااااااااااااااااااای چند روز بودننوشتما

این روزها در گیر خونه و بنایی بودیم البته زیاد بهمون فشار هماهنگی نیومد چون دادیم کنتارات به پیمانکار

ولی ما گفته بودیم با ۵/۶ میلیون تمومش کن دیگه نهایت ٧ ولی الان که دارم سر انگشتی خرجاشو حساب میکنم نزدیک ٨-٩ تومنی شده خدا به دادمون برسه

خونمون خیلی تغییر کرده ولی کابینت سازه دیگه جونمو به لبم آورده انقدر که کند بوده و خورده کاریشا تمیز نبود و اندازه گیریهاش اشتباه بودو .....

قراره امشب برم سالن و اتاق خواب اینا رو تمیز کنم تا بعدش تمام وسایلی که تو اون یکی اتاق خواب جمع کردیم و بریزیم بیرون تا اون اتاقم رو به راهش کنن

خلاصه که خونمون خدا رو شکر خیلی بهتر شد فقط دعا کنید زیادی خرج نکرده باشه

دیگه این که دو - سه روزه کل بدنم عجیب درد میکنه نمی دونم سرما خوردگی جدیده چیه ؟

پینوشت : برای اون دسته از دوست جونایی که برای پست قبل کامنت گذاشتن به خصوص اون شونصد نفری که هی کامنت خصوصی گذاشتن و گفتن نه نماز فقط این نیست و ما برای این نماز نمی خونیم و چون خدا گفته و چون شکر میکنیمشو چون نمی دونم ال وبل درباره پست قبل باید بگم که بشر تازه یه بعدش رو درک کرده و ابعاد و رموزی که خدا درش قرار داده رو هنوز نتونستیم درک کنیم فقط نماز که این وجه نداره که این یکی از اون همه وجه زیبای نمازه و دیگر فرایض , نه اینکه همشو فقط به خاطر این انجام بدیم

| چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ | ٧:٥٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

زنگ تاریخ ( با صدای همون آقاهه که ما مدرسه رفتنی صبحها تو تلوزیون با صدای ساعت و زنگ و ... میگفت :

سه ساله پیش در چنین روزی من رفتم بند و ابرو (  به قول مادر بزرگها ) عروس و خرید عقد و لباس و غیرو یادش بخیر مادر

پیر شدیم

دو روزه دیگه میشه سه سال که منو همسری با هم عقد کردیم

***

خب امروز یه مطلبی تویکی از وبها خوندم که یهو منو یاد بحث انرژی کیهانی انداخت و نماز خودمون

یه تیکه کوتاهشو میگم شما بخوانید و تا ته فرایض دینی مون (‌اونایی که پیغمبر  قرآن گفته نه ... ) چون میدونید زمان پیغمبر عربها که چیزی از انرژی  نمی دونستند و میکروبی نمی شناختن و همچنین لذتی جز زن و خوردن نداشتن پس پیامبرم مجبور بوده به زبون زمان خودش با اونا صحبت کنه حالا ببینید یه ژاپنی در مورد مدیتیشن چی گفته  اینجا کلیک کنید و مطلب رو بخونید خیلی جالبه کلیک

خب خوندین چی رو براتون تداعی کرد ؟

نماز خوندن مادر بزرگهامون

مگه نه؟

هنگام دعا قبل و بعد نماز

یا میشه گفت نیت کردن برای شروع نماز هامون که دستهامونو میگیریم کنار گوشمون و نماز مغرب و نماز عشاء با هم هفت جفت سجده دارن قبل از خواب

یعنی ما دقیقا این کار رو برای جذب انرژی کیهانی انجام میدیم

انرژی های کیهانی هم به روایتی دیگر از این ژاپنی که متنی ازش که کامل باشه تو سایتها پیدا نکردم گفته در سه زمان به اوج خودش میرسه

صبح قبل طلوع آفتاب ( نماز صبح میخونیم )‌

دقیقا میان و وسط روز ( نماز ظهر و عصر )‌

و غروب خورشید ( نماز عصر و عشاء‌)‌

حالا جالب بدونید که مدار انرژی زمین روی خطی هست که از روی مکه میگذره یعنی ما وقتی در جهت خط انرژی زمین هم قرار بگیریم دیگه این به حداکثر خود میرسد

و در این زمان باعث میشه انرژی های منفیت با پل زدن بر زمین ( یا همون سجده )‌دفع شود و با گرفتن حداکثر انرژی خواسته هایتان جذب کنید

به خاطر همینه که میگن هرچی سره وقت تر نماز بخونین دعاهاتون بهتر اجابت میشه

!!!!

خیلی جالبه ها

حالا برید در سطح بالا تر

به مسائل اینطور نگاه کنید که افراد در جهان در حال کشف هزار راه برای به دست آوردن این انرژی ها هستند و کلی روش کار میکنن که کیه چطوریه

کلاس میرن و کلمه کشف میکنن و کلماتی رو امتحان میکنن که بیشترین درجه انرژی مثبت رو داشته باشه

حالا به قضیه اینطوری نگاه کنید که کلماتی که پیغمبر به مردم یاد میداده اسامی هستند که بارها هم امتحان شده (‌مثلا تو فنگ شویی بر روی سلوله های آب ) بالاترین مقدار انرژی را برامون دارن

خب دیدید ؟ حالا فکرشو بکنید بعدها یکی بیاد بهمون بگه اینایی که پیغمبر گفته به زبان اون دوره بوده اصلش اصلا یه چیزه دیگه است که هنوز ما کشف نکردیم آدم چقدر دلش میسوزه که نتونسته استفاده کنه

مثلا میگن کسی که نماز نخونه قبرش تاریک میشه !

خب حالا با چیزایی که گفتیم ببینیم اینی که گفتن یعنی چی

روح وقتی هی انرژی منفی رو تو خودش نگه داره و خالی نکنه

و هیچ انرژی مثبتی هم کسب نکنه

یواش یواش دیگه زلال نیست پره انرژی منفی میشه خب نتیجه چی میشه خب تاریکه دیگه یعنی جایی که مثبتی وجود نداره

چقدر حرف زدم!

اگه وضع جامعه ما این شده به خاطر این که اصلشو برامون باز نکردن که چیه

هی حرفهای ١٣٠٠ سال پیش مطرح میشه که خب برای ما قابل قبول نیست و ما باید مطالعه کنیم ببینیم چی بوده که فلان کارو گفته اینطوری انجام بدیم ؟ شاید خیلی ها شو کشف کنیم و درست انجام بدیم و با اعتقاد خودمون

ای بابا مستانه جون ببین چقدر طولانی شدا به خاطر یه حرف تو ؟

خب دیگه میبیند که محیط روم تاثیر گذاشته و من یادی از اطلاعات گذشتم کردم

نه راما جون ؟

یادته چقدر با هم اینطوری حرف میزدیم ؟

این مدت از خودم دور بودم

| سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام دوست جونام

من فلفل بانوی له شده هستم , چرا ؟ چون که بودجه این معاونتی که اومدمو دارن میبندن خب کی کاراشو انجام میده ؟ بله من فلفل بانو . و این یعنی فاجعه یعنی کلی کار یعنی ... اونایی که شاغلن تو مراکز دولتی میدونن یعنی یعنی چی

بگذریم

!
خب این چند وقته خونه مامان اینا هستیم و تجربه بامزه اییه

اینجا که اومدم محل کار جدیدمو عرض میکنم بامزه است دوستش دارم

یه جورایی انگاری حتی طرز حرف زدنمم عوض کردن شدم همون فلفل بانویی که ۶ ساله پیش رفته بود کنار یه مش کودن کار کنه !

از باهوشی افراد از اطلاعاتشون از تمام بحث های علمیشون لذت میبرم

خب نمی تونم بگم ١٠٠%‌ عالیه ولی میتونم بگم شرایط خیلی بهتره خدا رو شکر

جای بحث های خاله زنکی جای قبل رو اینجا بحث های مورد علاقم گرفته - متافیزیک - انرژی و کائنات - هاله نور - کامپیوتر - ادامه تحصیل و... درسته شخصیتهای نافرمی هستند و به قول یکی از بچه ها همه پیکان های ۵٧ هستند نیشخند

ولی خوبه زندگیاشون روشن تر از زندگی خاله زنکی و دیگ قابلمه ای اوناست

خدایا شکرت

راستی امروز که از در اومدم بیرون هر طرف رو نگاه کردم گفتم خدایا شکرت بارون اومده و شهرمون رو شسته بود و آلودگی خیلی کم شده بود کوهها معلوم بود

البته تو چمران که بودم احساس کردم هنوز هاله خاکستری مرکز و جنوب تهران رو گرفته و هنوز آلوده است

خونمون هنوز درب و داغونه  و حسابی دارن میکننشو و هنوز بجز حمام هیچ جاش درست نشده !

فکر میکنم تا اواسط هفته دیگه طول بکشه

دیگه دیگه

یادم نمییاد فقط این یادمه که هههههههههههههههمتون بیمعرفتین و بهم کم سر میزنن همین

| یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام دوستای گلم

اینجانب یه فلفل کار کرده خسته و له سلام عرض میکنم

این سه روز یعنی از چهارشنبه تا الان کلی خونه جمع کردیم برای بنایی که از امروز به امید خدا شروع میشه

تمام زندگیم به جز یخچال و گاز و لباسشویی و بوفه ام رو

تو یه اتاق جمع کردم !!!! فکر شو بکن ببین چطوری جا دادم یعنی مردما

تازه شبه جمعه سالگرد یه شهید هم دعوت بودیم که از اون روز هروقت یادم میفته میگرنم میگیره

مادرش بعداز ٢٧ سال انقدر گریه کرد که غش کرد !

خدایا بهشون صبر بده

یعنی من باورم نمی شد هیچوقت این مادر شهیدا رو تو TV میدیدم که خیلی خجسته و با لبخند از پسراشون تعریف میکنن

و دیدم که واقعیت هم نداره اونا تو اقلیتن

آخه چندتا مادر شهید دیگه هم تو جمعشون بودن که اونا هم بیتاب بودن

خلاصه بماند که با اون شرایط خونه چطوری آماده شدم و تازه رفتم آرایشگاه موهامم سشوار کردم و تازه تا بریم خواهر شوهری رو از دانشگاه برداریم بعد بریم خونه آماده شه بعد با مادر شوهری بریم دزاشیب تمام موهام چسبید به کلم تازه چون تافت داشت چسبونکی شد !

حالا همه موها ژیگولی و من مثله دگوریها شدم

البته با این وجود همه کلی ازم تعریف کردن و هی به مادر شوهری گفتن این عروست چقده نازه و وای موهاتو بلند کردی چقدر ناز شدیا

و من هم حسابی کیفور شدم و خود شیفته به خصوص جلوی جاری جان

خلاصه که دوست جونا هر تجربه ای دارید درباره کاغذ دیواری و کف پوش اینجانب منتظرما کمکککککککککککککک

| شنبه ٤ دی ۱۳۸٩ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |