Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیشب ماکارونی درست کردم

ته دیگشو مثل برای سیندوختی با سیب زمینی رنده شده

معرکه شده بود

همسری هی خورد هی حال کرد

ساعت 8 رفتم پیشه خیاط تا پارچه چادریمو بدوزه وای خدایا تازه با این چادره میفهمم زندگی یعنی چی

آخه من همیشه از اون جنس سرم میکردم ولی این دو سال اخیر یه جنس دیگه و به نظرم خیلی سنگین اومد و دیگه داشت حالمو بهم میزد

خلاصه که از پارچم اضافه اومد و برام یه مقنعه هم در آورد

وای خانمه به دخترش گفت مقنعه تو بیار خانم سر کنه ببینه اون اندازه میخواد

یعنی مقنعه رو که سر کردم چشمام سیاهی رفت!

انقده بو میدادنیشخند

 

| دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧ | ٧:۱٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

سلام دوست جونام

من امتحان داشتم این یه هفته

خیلی سرم شلوغه وگرنه دوست دارم یه عالمه براتون حرف بزنم

میدونید به هر حال امتحانام و کارشناسیم تموم شد

میام باز مینویسم دددددددددددددددددوستون دارم

| یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

برنامه نود رو دوست داشتم

اصلا از اولش عادل فردوسی پور را دوست داشتم

یه مرد کاملا باهوش با مدیریت و افکاری تازه

که بوی تمدن و میداد!

شاید مثل مردم جهان باشیم تو این برنامه

خدایی تا وقتی اون نبود اصلا کسی بود که این فوتبالو این داورا رو .. را نقد کنه؟

این نوشته برگرفته ازو وبلاگه دیده بان هستش که با اجازش میزارم

۱- برای دومین هفته پیاپی، مسئولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ را به «سوء استفاده از تریبون صدا و سیما برای حمله به مسئولان مملکتی» متهم کردند.هفته قبل سردار عزیزمحمدی، نایب‌رییس فدراسیون فوتبال و رییس سازمان لیگ در برابر انتقادات فردوسی‌پور، او را به «پایمال کردن خون شهدا» و استفاده از تریبون رسانه «ملی» برای زیر سؤال بردن عملکرد مسئولان و سیاه‌نمایی متهم کرد.این هفته نیز نوبت محمد آخوندی، سخنگوی سازمان تربیت بدنی و عضو هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس بود که همین اتهامات و موارد دیگری از این دست را به عادل فردوسی‌پور نسبت دهد و او را به سبب استقلال کاری و پیروی نکردن از خواسته‌های سازمان تربیت بدنی، شماتت کند.

 ۲- این دو نفر، تنها کسانی نیستند که نارضایتی خود را از عملکرد عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ او علنی کرده‌اند. نه تنها دست‌اندرکاران فعلی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، که پیشینیان آن‌ها و نیز بسیاری از مربیان، مدیران باشگاه‌ها، داوران و حتی بازیکنان نیز می‌خواهند سر به تن فردوسی‌پور و ۹۰ نباشد. دلیلش نیز واضح و روشن است:فردوسی‌پور را نمی‌شود خرید، تهدید یا افشا کرد. او در برنامه ۹۰ با کسی تعارف ندارد؛ به شخص یا گروهی وابسته نیست؛  در انتقاد کردن از هیچ کس (البته تا جایی که مدیران عالی‌رتبه سازمان صدا و سیما اجازه بدهند) ابایی ندارد و تا حد ممکن، شفاف و عاری از مصلحت‌سنجی‌ها و تعارفات است. ۳

- انتقادات مسئولان از ۹۰، یک وجه غالب دارد. آن‌ها هم مثل بقیه دست‌اندرکاران دولت محمود احمدی‌نژاد توقع دارند که ۹۰ و فردوسی‌پور هم مانند بقیه بخش‌ها و برنامه‌های صدا و سیما، فقط به تعریف و تمجید از آن‌ها و عملکردشان بپردازد و وانمود کند که هیچ اشکالی در کار آن‌ها نیست و اگر مشکلی هم هست، ناشی از «سنگ‌اندازی‌های رقبای سیاسی» یا «توطئه دشمن» است و هر چه منتقدان می‌گویند، از بیخ و بن دروغ است.

۴- باید اذعان کنیم که در این فوتبال و ورزش کثیف کشور، فردوسی‌پور پاک‌ترین است. در فوتبالی که سر تا پایش، از آبدارچی فدراسیون فوتبال و خبرنگاران و مدیران روزنامه‌های ورزشی گرفته تا بسیاری از سرمربیان و مربیان و بازیکنان در کار نقل و انتقالات (به قول خودشان «ترانسفر» اما در واقع دلالی) هستند و بازیکن می‌خرند و می‌فروشند یا با جار و جنجال و زور، به حتی بازیکن به تیم ملی تحمیل می‌کنند (یا بهتر است بگوییم «می‌اندازند») و حق دلالی (کمیسیون‌های) نجومی می‌گیرند و روابط و باندبازی به کثیف‌ترین شکل ممکن در گوشه گوشه‌اش ساری و جاری است، فردوسی‌پور تا به امروز پاک مانده است.او کسی است که حتی تغییر لحن و آهنگ صدایش هنگام گفتن جملات «سفارشی» برای هر بیننده‌ای واضح و آشکار است.

۵- بگذارید روراست باشیم.داریوش مصطفوی، هر چه باشد، شخصیت مثبت این ماجرا نیست. او یکی از بدترین مدیران فوتبال این مرز و بوم و نماد تفکر سنتی در مدیریت و فوتبال حسین‌قلی‌خانی است. مصطفوی کسی است که روابط را بر ضوابط ارجح می‌داند و کارنامه مدیریتی و مالی‌اش سرشار از نقاط تاریک است. داریوش مصطفوی همان کسی است که می‌خواست با دیپلماسی «فرش و پسته» جلوی تعلیق فوتبال ایران را بگیرد و نتوانست. همین دو سه سال قبل، در دورانی که از سوی علی‌آبادی به عنوان دبیر فدراسیون فوتبال انتخاب شده بود، پول‌های تورنمنت چهارجانبه امارات «گم شد.» او همان کسی است که در بازی‌های مقدماتی جام جهانی 98، عده‌ای بوتیک‌دار و صاحب آژانس‌های مسافرتی را با کارت خبرنگاری همراه تیم ملی به سفر می‌فرستاد (و معلوم نیست در مقابل چه می‌گرفت.)

۶- داریوش مصطفوی اصلاً مدیر خوبی برای پرسپولیس نبود و همین فرد بود که با سوء مدیریتش، موجب فرار افشین قطبی از پرسپولیس شد. از رفتن مصطفوی از پرسپولیس اصلاً ناراحت نیستم و باید اعتراف کنم در جواب سؤال ۹۰ که «آیا با تغییر مدیرعامل، مشکلات پرسپولیس حل می‌شود؟» از بغض مصطفوی (و نه حب هیأت مدیره) پاسخ «بلی» دادم. هر چند پاسخ اصلی‌ام این بود: «خیر. خیلی‌های دیگر هستند که باید عوض شوند.»

 ۷- اگر بتوان دو شب و دو برنامه به یاد ماندنی صدا و سیما در سال‌های اخیر را نام برد، یکی انتقادات صریح و بی‌پرده فرزاد حسنی از سردار رادان درباره طرح امنیت اجتماعی بود و دیگری، بحث برنامه ۹۰ درباره کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال با حضور محسن صفایی فراهانی. همان شبی که دست محمد علی‌آبادی و سایر مسئولان سازمان تربیت بدنی رو شد و همه فهمیدند که چه کسانی منافع شخصی و گروهی را به منافع ملی ترجیح می‌دهند. اما آن‌ها به جای درک این مطلب که عملکرد خودشان موجب رسوایی‌شان شد، برنامه ۹۰ را شماتت کردند و از عادل فردوسی‌پور کینه به دل گرفتند. همان برنامه‌ای که امشب هم سخنگوی سازمان تربیت بدنی نتوانست کینه‌اش از آن بابت را پنهان کند و به آن اشاره کرد.

۸- عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ او از بسیاری جهات، فرهنگ نوینی را وارد فوتبال این کشور کرد. برای اولین بار، به نقد تصمیمات داوران پرداخت. با صراحت و شفافیت، عملکرد مسئولان رده‌های مختلف فوتبال کشور را نقد کرد. از بی‌مبالاتی مدیران باشگاه استقلال (که موجب حذف این تیم از لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا شد) گرفته تا نقد رییس فدراسیون فوتبال و مدیران سازمان تربیت بدنی.اما فردوسی‌پور در ۹۰ او از جهات دیگر هم کارنامه درخشانی دارد. او برای نخستین بار از اس‌ام‌اس برای مسابقه‌ها و رأی‌گیری‌های استفاده کرد و آن‌چه مدتی است به عنوان «دوربین ۹۰» راه انداخته، مصداق بارز «روزنامه‌نگاری شهروندی» (Citizen Journalism) است که در این زمینه، این یک برنامه به تنهایی سال‌ها جلوتر از سایر بخش‌های صدا و سیماست.

 ۹- آقای عزت‌الله ضرغامی رییس محترم سازمان صدا و سیمابه عنوان یک شهروند این کشور که اتفاقاً به فوتبال هم علاقه دارد، از شما می‌خواهم که از عادل فردوسی‌پور و ۹۰ حمایت کنید و نه تنها اجازه ندهید که فشارهای مسئولان مختلف، موجب مصلحت‌سنجی و دور شدن ۹۰ از شفافیت و صراحتش شود، بلکه او را تشویق کنید که به زوایای پنهان و کمتر بازگو شده‌ی فوتبال هم بپردازد.شما هم مثل همه مردم می‌دانید که عادل فردوسی‌پور، بی‌غرض‌ترین فرد فوتبال این کشور است و دلش به جز منافع ملی و رشد فوتبال کشور در همه زمینه‌ها (از جمله قانون‌مداری و حرفه‌ای شدن) برای هیچ چیز دیگری نمی‌سوزد.برنامه «۹۰» بهترین محصول سازمان شماست و بهتر هم می‌دانید که بدون فردوسی‌پور، هیچ است؛ چنان‌که دو هفته‌ای که مزدک میرزایی مجری ۹۰ بود، نه تنها این برنامه سرد و خسته‌کننده بود، که اصلاً ۹۰ نبود.قدر ۹۰ را بدانید و به خاطر مردم، پشتش را خالی نکنید.

| دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧ | ٧:٢٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

یه سال شد

پارسال یه همچین روزی ماله هم شدیم برای همیشه

خدایا شکرت

 

عروس خانم دوشیزه    shirin_sooskesiah     آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی  /    یک وب کم  / سند یک سایت اینترنت اختصاصی  دات کام / یک مودم DSL  / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD  و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...   / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... 

 به عقد دائم آقای   feri_ferferi  در بیاورم ؟

جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!         حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟   

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!         حاج آقا :!!!BUZZ  ,  برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!

گوگل عددی است که تشکیل یافته از 1 و هزار  صفر جلوی آن   : ........... 100000000

| دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧ | ٧:٠٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

یه پست خالی !!

میخواستم صبح یه دنیا ازتون تشکر کنم یه دنیا دوستت دارم

ولی تا اومدم صفحه رو باز کنم اینترنت قاطی کرد و نمی دونم چرا این صفحه سیو شد !

بعد دیگه شرکت اینترنتش قطع بود تا الان که اومدم نظراتمو چک کنم که متوجه این پست خالی شدم ؟!

و چون شما براش نظر گذاشته بودید راضی نشدم که دیلیتش کنم

ولی خیلی هیجان زده شدم وقتی دیدمش که براش کامنت گذاشتین

دوست جونای من

درحال حاضر منو کیفور کردید

میخوام خودش بفهمه که واقعیت چیه دیگه برام فرق نمی کنه

میخوام از اون خفقانی که تو ذهنش داره که براش قفس ساخته بودن درش بیارم

خوب بابا جان اونم تخسیر نداره جز اونا تو این 27 سال کسی و رفتاری رو ندیده انقدر نزدیک

البته من از دست خودش ناراحت از اولم نبودم یعنی اونو مقصر نمی دونستم

و با این مساله کنار اومده بودم

ولی از این بی انصافی که داشت در قضاوت از اینی که رفتار اونارو نمی دید ناراحت بودم و دل شکسته

بگذریم

 

ولی خیلی حرفاتون آرومم کرد ممنونم دوستای گلم

کارشناسی به هر حال داره تموم میشه

دوتا امتحان دارم فقط

ولی دوتا امتتتتتتتحان ها

خیلی سختن خیلی

حالا میخوام برای کارشناسی ارشد اقدام کنم !

اما قبلش یه چندتا کار عقب افتاده دارم

ولی امسالم شرکت میکنم

راستی کی دفترچه ها میاد؟

 

| شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ | ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

| شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

آره یادش افتادم

نشریه عزیزی که تو دانشگاه داشتیم

دلم برای تک تک اون روزا پر میزنه

برای عصرهای جمعه اش که شیفت بودن

برای تمام چیزایی که تو این راه یاد گرفتم

برای تایپ کردن تو اتاق کوچیکه خونمون که سرد بود و کامپیوترش برای اینکه مونیترش هنوز نیومده بود و من عجله چاپ داشتم به تلویزیون سیاه و سفید 14 اینچی که سالها خاک خورده بود تو کمد وصلش کردم و شروع کردم با انگشتان یخ زده به تایپ یه نشریه با کل محتوا رو کامل تایپ کردم و صفحه بندی کردم و وقتی ریختم تو سی دی و بردم دانشگاه دختره که تو دفتر فرهنگ بود چون دید من یه شبه تایپ کردمو تموم شده از روی خصومت گفت چرا اینطوری کردی وای صفحه بندیت بده و رئیس کانون گفت عالیه عالی

و بعد همون طور که پای کامپیوتر نشسته بود و سی دی محمود کریمی گذاشته بود که برای دو روز پیش بود برام کلی از خصومت اینا حرف زد و گفت دلت امام زمانی باشه به اینا توجه نکن

دلم برای روزای قشنگه دانشجویی تنگ شده تنگ شده

برای اون روزایی که دلم پروانه ای بود و مانتوم کوتاه بود

نه برای این روزا که چادر دارمو دلم پره کینه افرادیه که مریضن و اذیتم میکنن

دلم خیلی از همسری شکسته خیلی انقدر دارن این وسطها خراب کاری میکنن و اونم که ماشالله

پنج شنبه برادر شوهربزرگه پا گشامون کرد

هتل هما!

ما از جنوب تهران رفتیم شرق تهران مامان و بابای و خواهرشو برداشتیم رفتیم هتل تو مرکز شهر !

و چون منم کلفت خونشونم انداختنم پشت و خواهر همسری نشست کنارش !

تازه من کلی به همسری سپرده بودم که یا من یا مادر و پدرت کنارت میشینیم خواهرت نباید این کارو بکنه ( شاید به نظرتون مهم نیاد برای منم اولا مهم نبود ولی حالا با رفتارهایی که دیدم دیگه متوجه شدم خودمو دارم خراب میکنم با این کار ) دستم تا دو روز درد میکرد انقده پشت تنگ بود

خواهرش نشست انگار جای گاهشه

موقع برگشت دم در هتل منو خواهرش وایساده بودیم که مامانش و باباش بیان سرد بود هوا

من نشستم جلو پیشه همسری

همسری به خواهرش گفت بشین دیگه

اونم یه نگاه به من کرد و گفت من میرم تو و رفت تو لاوی هتل!

منم درو بستم و از حرصم که این همه وقت تو دلم بود گفتم آخه جای خانم نشستم

ما رفتیم دور زدیم اومدیم بالا من پیاده شدم که خانم بشینه سر جاش صداش در نیاد

و همین شد بهونه دست همسری جای اینکه بگه زنم تا دو روز دستش در میکرد کل تهران دور زدیم تو ترافیک جمعه .

کلی شبش باهام بحث کرد جای تشکر دلم شکست

خیلی شکست

دیگه واقعا دوسش ندارم با تمام وجود در آغوشش نمی گیرم

همش برام بی حوصله است

قر میزنه

یک ماهه دارم تو دست ظرف میشورم در صورتی که مامانم 450تومن داده برام ظرفشویی گرفته ولی آقا نصبش نکرده ! تازه امروز باباش رفته وصل کنه !( منظور میزو شلنگو شیرشه ها ، حالا تا بیان نصبش کنن )

مبلمم فردای عروسی شکست

همسری که گفتم بد میشینه روی مبل

شکست و درس عبرت شد براش

حالا زنگ زدم به مبلیه تا ببینم چی میشه

خلاصه که خیلی دلم ازش پره خیلی

مرد رویاهام نیست

دیره گفتنش نه ؟

ولی انقده بد رفتاری کرده باهام تو بعضی از مواقع ( که البته نوع آموزشش تا الان اینطوری بوده دست خودش نیست ) که دلم خورد شده

اینجا نوشتم شاید دلم سبک شه ولی نشد بدتر شدم

| سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧ | ۳:۳٤ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |

داریم دسته و پا میزنیم که بگیم

مایه چیزی داریم ( مثلا خلیج.فارس ماله ماست)

درایم دسته و پا میزنیم که بگیم ما صاحب تمدینیم

ما صاحب عیدیم

حالا چرا دستو پا میزنیم ؟!

چون چند سال زور میزدیم که بگیم نداریم

چند سال داشتیم فریاد میزدیم و منکره سالیانه سال تمدن با شکوهمون شده بودیم

سه ده داشتیم فریاد میزدیم که نه ما هیچ تاریخی نداشتیم

هیچی

حالا همه دارن خودشونو میکشن که شبه یلدا داریم ما عید نوروز داریم حاجی فیروز داریم مهرگان داریم

 بابا ما ***** سال تمدن داشتیم

!!

خیلی جالبیم نه؟

هر چقدرم دستو پا بزنیم این وقفه چند ساله زمان میبره تا بازم رنگ اصالت بگیره

هرجا رفتم نوشته بودن یلدا این کارو کردیم و اون کارو کردیم

اما بعضی وبا که قدمت بالای ۵ سال دارنو نگاه کنید چند ساله پیش ( نه خیلی دور منظور همین ۵ سال پیشه ) هیچ خبری ازش نبود !

ولی باید گفت ایران , ایران عزیزم دلمون برای خودت برای قشنگی و اصالتت تنگ شده

دوستت داریم

پینوشت :

این آقا داماد در باغ ( باغمون خوشگله؟)(حذف شد)

لباسم تا حدودی اگه معلومه البته دنبالش جمع شده اینجا(حذف شد )

| یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

دوست جونام این سه تا عکسم بزارم که خواسته بودید تا بعد ببینم چی میشه:

یخچال( حذف شد )

تلویزیون( حذف شد )

پرده ( حذف شد )

اگه عکسی هم از اتاق خواب میخواین تو این پست هست *(‌حذف شد )

| دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |

بعدا نوشت( اضافه شد در ساعت 11:20 )  :دوست جونام من لینک گاز رو پایین اشتباهی گذاشتم

گازم ( حذف شد ) اینه پایین نتونستم درست کنم ببخشید

***

یکمم بزارید از این روزا براتون بنویسم

بعد از عروسی هی دلم برای مامانم اینا تنگیده میشد

و هی گریه او میشدم !

خیلی سخت بود باورم نمی شد

خلاصه که هم اکنون یه عروس ١٨ روزه هستم !

جمعه مامان و بابام برام شبه چله ای آوردند چون ما میخواستیم شب چله خونه همسری اینا باشیم زودتر آوردن وای اینقده باحال بود وقتی هندونه رفته بود تو زر ورق!

دیشبم رفتیم خانه مادر همسری که همچنان ما مانند اینکه آمده ایم رستوران یا فروشگاه کلی خوردنی بار کردیم و رفتیم منزلمان

از وقتی عروس شدیم همش مامان خودمان هی به ما چپ و راست غذا های خوب میدهد تا همسری از دست من گشنه نماند

و در این میان هر وقت خانه همسری اینا می رویم هم اندازه چند وعده با خود میاوریم

خب این پستم باز برای عکس بود

ببینید امید وارم به درد عروس خوشمل های آینده که هی گفتند از تو آشپزخونه عکس بنداز بخوره

البته چون آشیونه ما خیلی نقلیه و اون روزم همه چیز ویترینی چیده شده دوست جونام از چیدمان خبری نیست تو این عکسا

ان شا لله اگه بعدها تونستم از الان خونمم میندازم که همه این ظرفا جمع شده و فقط یه مقدار گذاشتم دم دست و کلی خونه امون جمع و جور شده تازه تمام این برقیارم کردم تو کابینت از خود راضی

برقی ها( حذف شد )

ظرفشویی و لباسشویی( حذف شد)  ( الان بینشون طبقه قرار داره که ظرفشویی روی لباس شویی نباشه )

برقی ها و نمایی از لوستر!! ( حذف شد)

گاز(‌حذف شد)

سینک!

جای لباس چرک ، جای جورابی ( صورتی بامزه ) ، دراور و چرخ خیاطی و اتو و ... کنار اتاق خواب روزه جهاز برون 

ببینید چه کشیدم تا اینا رو جا به جا کردم بعد عروسی ، که از این وضع افتضاح همه چیز وسط در بیاد

پرده چوبی و تنها دیزاینی که از اون موقع تو خونمون مونده تا الان همون شکلیه  !!!

جا کلیدیه دوست داشتنی روبروی در ورودی

 

| یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧ | ٧:٢۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |